X
تبلیغات
/Profile/ کلبه دامپزشکی

اطلاعاتی پیرامون دامپزشکی

اصول‌ نگهداري‌ ازگربه
 

7 معرفي‌
7
انتخاب‌
7
تشخيص‌ نر و ماده‌
7
فراهم‌ كردن‌ وسايل‌ اوليه‌
7
چرخه‌ زندگي‌ گربه‌
7
گربه‌ و ساير حيوانات‌ خانگي‌
7
نگهداري‌ در خانه‌
7
فعاليت‌ و بازي‌
7
تغذيه‌
7
نوع‌ و شرايط تغذيه‌
7
نظافت‌ و تميز كردن‌
7
توليد مثل‌
7
عقيم‌ كردن‌
7
آموزش‌
7
سلامتي‌ گربه‌
7
بيماريهاي‌ مشترك‌
7 مراقبتهاي‌ دامپزشكي‌
گربه‌ عضو خانواده‌ گربه‌سانان‌ بوده‌ و حيواني‌ گوشتخوار مي‌باشد. از خصوصيات‌ گربه‌سانان‌ يكي‌ پوشش‌ راه‌راه‌ يا لكه‌اي‌ تيره‌ در زمينه‌اي‌ روشن‌تر بوده‌ كه‌ اين‌ لكه‌ها و خطوط از هم‌ جدا مي‌باشند. خصوصيت‌ ديگر داشتن‌ پوزه‌ كوتاه‌ ودندانهايي‌ است‌ كه‌ براي‌ بريدن‌ و پاره‌كردن‌ تخصصي‌ شده‌اند.

گربه‌ اهلي‌ با سگ‌ متفاوت‌ است‌. سگ‌ اجتماعي‌تر و با وفا بوده‌ ولي‌ گربه‌ منزوي‌ و خودخواه‌ مي‌باشد. بيش‌ از 100 نژادشناخته‌ شده‌ گربه‌ وجود دارد اگر چه‌ بيشتر گربه‌ها دورگه‌ مي‌باشند. گربه‌ها را ميتوان‌ در 2 گروه‌ كلي‌ موكوتاه‌ و موبلندتقسيم‌بندي‌ نمود.
گربه‌ بالغ‌ 30 دندان‌ دارد. فكهاي‌ گربه‌ حركت‌ جانبي‌ ندارند تا غذا آسياب‌ شوند، ضمنا دندانهاي‌ آسيا نيز داراي‌ سطح‌آسياب‌كردن‌ نيستند، در عوض‌ زبان‌ سوهان‌ مانند گربه‌ توانايي‌ جداكردن‌ گوشت‌ از استخوان‌ (ونيز تيمار كردن‌ بدن‌) رادارد.

گربه‌ها بطور طبيعي‌ شبگرد هستند و در طول‌ روز بيشتر اوقات‌ را استراحت‌ مي‌كنند. اينكه‌ گفته‌ مي‌شود گربه‌ها درتاريكي‌ مي‌بينند صحت‌ ندارد، ولي‌ در نور كم‌ قادر به‌ ديدن‌ مي‌باشند. بدن‌ گربه‌ها داراي‌ انعطاف‌ زيادي‌ است‌ و هنگام‌دويدن‌ و تعقيب‌ شكار به‌ سرعت‌ به‌ حداكثر سرعت‌ خود مي‌رسد ولي‌ به‌ دليل‌ داشتن‌ ريه‌هاي‌ كوچك‌ طاقت‌ زيادي‌ ندارد(برخلاف‌ سگ‌) و زود خسته‌ مي‌شود.



vانتخاب‌

هنگام‌ انتخاب‌ گربه‌ به‌ سن‌، جنس‌ و پوشش‌ بدن‌ آن‌ توجه‌ كنيد.

سن‌: بچه‌ گربه‌ نياز به‌ مراقبت‌ بيشتري‌ دارد ولي‌ سازش‌ پذيرتر است‌ بخصوص‌ اگر حيوان‌ ديگري‌ در خانه‌ باشد. بچه‌گربه‌ را ميتوان‌ به‌ ميل‌ خود تربيت‌ كرد و دردسر آن‌ كمتر از گربه‌ بالغي‌ است‌ كه‌ عادات‌ قديم‌ دارد. بهتر است‌ بچه‌ گربه‌ تا 8هفته‌ نزد مادرش‌ باشد.
جنس‌: ماده‌ مهربانتر، مطيع‌تر و بازيگوش‌تر است‌. گربه‌ نر براي‌ حفظ قلمرو خود مبارزه‌ مي‌كند. اگر گربه‌ نر اخته‌ شودمطيع‌تر خواهد شد. اگر گربه‌ ماده‌ داريد بايد مراقب‌ آبستني‌ ناخواسته‌ نيز باشيد.

پوشش‌ بدن‌: گربه‌ موكوتاه‌ وقت‌ كمتري‌ جهت‌ نگهداري‌ مي‌گيرد و مي‌تواند خود را تيمار كند. گربه‌ موبلند زيباتر است‌ولي‌ نياز به‌ برس‌زدن‌ روزانه‌ دارد و به‌ مشكلات‌ پوست‌ و مو حساس‌تر مي‌باشد.



vتشخيص‌ نر و ماده‌


نرها بزرگتر از ماده‌ بوده‌ و داراي‌ گردن‌ قوي‌ مي‌باشند. در بچه‌ گربه‌ها تفريق‌ نر و ماده‌ به‌ كمك‌ شكل‌ زير براحتي‌ ميسرمي‌باشد.


vفراهم‌ كردن‌ وسايل‌ اوليه‌

پيش‌ از آوردن‌ گربه‌ به‌ منزل‌ بهتر است‌ وسايل‌ زير تهيه‌ شده‌ باشد. ظرف‌ آب‌ و غذا، محل‌ خواب‌، قفس‌ محل‌ گربه‌،برس‌، جعبه‌ براي‌ بچه‌ گربه‌، ظرف‌ يا سيني‌ شن‌ (جهت‌ دفع‌ ادرار و مدفوع‌) و يك‌ گلدان‌ چمن‌ يا گياه‌ غير سمي‌ (درصورتيكه‌ گربه‌ شما هميشه‌ داخل‌ است‌).
ظرف‌ آب‌ و غذا: بهتر است‌ فلزي‌ باشد و هر روز شسته‌ شود.

محل‌ خواب‌: گربه‌ نسبت‌ به‌ سگ‌ به‌ جاي‌ راحت‌تري‌ نياز دارد كه‌ از سرما و رطوبت‌ زياد مصون‌ باشد.

كنده‌ كوچك‌ جهت‌ پنجه‌ كشيدن‌: گربه‌ براي‌ تيز كردن‌ پنجه‌هاي‌ خود عادت‌ به‌ پنجه‌ كشيدن‌ دارد. بهتر است‌ يك‌ وسيله‌برايش‌ فراهم‌ كنيد در غير اينصورت‌ به‌ مبلمان‌ و فرش‌ شما ممكن‌ است‌ آسيب‌ وارد نمايد.

چمن‌ داخل‌ خانه‌: اگر گربه‌ هميشه‌ داخل‌ خانه‌ است‌ براي‌ جويدن‌ بايد گياه‌ در دسترس‌ داشته‌ باشد. علف‌ منبع‌ فيبرخوب‌ براي‌ گربه‌ است‌. ضمنا براي‌ گربه‌هاي‌ مو بلند كه‌ ممكن‌ است‌ كلاف‌ مو در معده‌شان‌ تشكيل‌ شود مي‌تواند بعنوان‌قي‌آور عمل‌ كند.

ظرف‌ شن‌: شن‌ آن‌ بايد بطور مرتب‌ و حداقل‌ هر 3 روز يكبار تعويض‌ شده‌ و تميز نگه‌ داشته‌ شود.



vچرخه‌ زندگي‌ گربه‌

گربه‌ ماده‌ پس‌ از 61-68 روز دوران‌ بارداري‌ (متوسط 63) بطور ميانگين‌ 3-5 نوزاد به‌ دنيا مي‌آورد. بدن‌ نوزادان‌ از موپوشيده‌ شده‌ ولي‌ چشمها و گوشهايشان‌ بسته‌ مي‌باشد. وزن‌ آنها هنگام‌ تولد بين‌ 90-140 گرم‌ بوده‌ و اضافه‌ وزن‌ طبيعي‌حدود 80-100 گرم‌ در هفته‌ مي‌باشد. در هفته‌ اول‌ زندگي‌، نوزادان‌ تنها توانايي‌ مكيدن‌ سينه‌ مادر، خزيدن‌ و ميو كردن‌ رادارند. در صورتي‌ كه‌ بچه‌ها به‌ ميزان‌ كافي‌ شير بخورند و جاي‌ مناسب‌ و گرم‌ داشته‌ باشند اغلب‌ ساكت‌ يا خواب‌ هستند.در حدود 10 روزگي‌ چشمها باز شده‌ و در حدود 20 روزگي‌ بچه‌ها قادرند با زبان‌ نيز شير بنوشند. در هفته‌ چهارم‌ علاوه‌بر شير مادر مي‌توان‌ به‌ بچه‌ها شير و غذاي‌ نرم‌ كمكي‌ داد. بچه‌ گربه‌ها حتما بايد تا 2 ماهگي‌ شير بخورند.
بچه‌ گربه‌ها حدود 6-7 ماهگي‌ بالغ‌ مي‌شوند ولي‌ آبستني‌ در سن‌ كمتر از يك‌ سال‌ مناسب‌ نيست‌ زيرا گربه‌ ماده‌ هنوزجثه‌ لازم‌ را پيدا نكرده‌ است‌. گربه‌ ماده‌ تا 8 سالگي‌ و نر تا 10 سالگي‌ قابليت‌ جفت‌گيري‌ مناسب‌ دارند. طول‌ عمر گربه‌ساكن‌ منزل‌ با شرايط مناسب‌ حدود 12-15 سال‌ است‌.



vگربه‌ و ساير حيوانات‌ خانگي‌

وقتي‌ كه‌ براي‌ اولين‌ بار مي‌خواهيد بچه‌ گربه‌ جديدي‌ كنار حيوانات‌ ديگر بياوريد، چند هفته‌ اول‌ جداگانه‌ غذا داده‌ ورفتار آنها را با هم‌ زير نظر داشته‌ باشيد. معرفي‌ بچه‌ گربه‌ جديد به‌ يك‌ گربه‌ بالغ‌ خيلي‌ مشكل‌ است‌ و ممكن‌ است‌ آنراتهديد كند.

سگ‌ و گربه‌: اولين‌ رويارويي‌ آنها را كنترل‌ كنيد. بهتر است‌ اولين‌ رويارويي‌ سگ‌ شما با بچه‌ گربه‌ جديد هنگامي‌ باشدكه‌ گربه‌ خواب‌ است‌. وقتي‌ كه‌ سگ‌ و گربه‌ به‌ هم‌ عادت‌ كردند مي‌توان‌ به‌ راحتي‌ آنها را كنار هم‌ قرار داد.

گربه‌ و خرگوش‌: بايد تحت‌ نظر باشند. اگر گربه‌ روي‌ حيوان‌ كوچكي‌ بپرد مي‌تواند به‌ آن‌ آسيب‌ برساند (حتي‌ در بازي‌)اگر گربه‌ بالغي‌ در خانه‌ داريد اجازه‌ ندهيد حيوانات‌ كوچك‌ (بچه‌ خرگوش‌، همستر، مرغ‌ عشق‌ و ...) از قفس‌ خارج‌شوند.


vنگهداري‌ در خانه‌


گربه‌ را مي‌توان‌ به‌ راحتي‌ در خانه‌ نگه‌ داشت‌ به‌ شرطي‌ كه‌ سرگرمي‌ و تفريح‌ داشته‌ باشد. در نگهداري‌ گربه‌ 4 اصل‌ زيررا رعايت‌ كنيد.

1ـ پيرايش‌: گربه‌ مو بلند هر روز و گربه‌ مو كوتاه‌ 1 بار در هفته‌ برس‌ زده‌ شود. بعد از غذا براي‌ اينكار زمان‌ مناسبي‌ است‌.

2ـ تغذيه‌: به‌ گربه‌ خود بطور منظم‌، در زمان‌ معين‌ و در يك‌ مكان‌ مشخص‌ غذا بدهيد.

3ـ بازي‌: حداقل‌ روزي‌ 15 دقيقه‌ بازي‌ مورد نياز گربه‌ است‌ (بويژه‌ اگر فقط در منزل‌ باشد).

4ـ خواب‌: مكان‌ خواب‌ و استراحت‌ گربه‌ در نقطه‌اي‌ ساكت‌ باشد.



vفعاليت‌ و بازي‌

گربه‌ها نياز به‌ بيرون‌ بردن‌ روزانه‌ ندارند ولي‌ بايد آزاد باشند تا فعاليت‌ طبيعي‌ خود را انجام‌ دهند. گربه‌ها (بويژه‌ بچه‌گربه‌) به‌ بازي‌ روزانه‌ نياز دارند. توپ‌ پينگ‌پنگ‌، گلوله‌ كاموا و كارتن‌ خالي‌ اسباب‌ بازيهاي‌ مورد علاقه‌ گربه‌ به‌ شمارمي‌رود.



vتغذيه‌

انواع‌ غذاي‌ مناسب‌ براي‌ گربه‌ عبارت‌ است‌ از:

1ـ غذاي‌ تازه‌: شامل‌ گوشت‌، مرغ‌، ماهي‌، تخم‌ مرغ‌ پخته‌، شير و غيره‌.

2ـ غذاي‌ آماده‌: شامل‌ غذاي‌ كنسرو شده‌ (Canned food)، غذاي‌ خشك‌ (Dry food) و غذاي‌ نيمه‌ مرطوب‌ (Semimoist food)مي‌باشند ولي‌ در صورتي‌ كه‌ غذاي‌ تازه‌ مصرف‌ شود بايد بصورت‌ پخته‌ بوده‌ و نياز به‌ بالانس‌ دارد.

شير: هميشه‌ بايد شير تازه‌ داده‌ شود. شير را نبايد بعنوان‌ جايگزين‌ آب‌ داد. برخي‌ گربه‌ها توانايي‌ هضم‌ لاكتوز راندارند. در ناراحتي‌ معده‌ شير گاو داده‌ نشود.

آب‌: آب‌ تازه‌ بايد هميشه‌ در دسترس‌ گربه‌ باشد. نياز گربه‌ به‌ آب‌ بستگي‌ به‌ نوع‌ غذا دارد.



vنوع‌ و شرايط تغذيه‌

هر گربه‌ بايد داراي‌ ظرف‌ آب‌ و غذاي‌ جداگانه‌ و تميز باشد. زير ظرف‌ آب‌ و غذا بهتر است‌ روزنامه‌ انداخته‌ شود.محل‌ غذاخوري‌ گربه‌ بايد در جايي‌ ساكت‌ و تميز (مثلا گوشه‌ آشپزخانه‌) باشد و كمتر تغيير كند.

در صورتي‌ كه‌ بيش‌ از يك‌ گربه‌ داريد ظروف‌ غذا جدا باشد. يك‌ گربه‌ بزرگ‌ ممكن‌ است‌ به‌ يك‌ بچه‌ گربه‌ اجازه‌غذاخوردن‌ در يك‌ ظرف‌ مشترك‌ را ندهد. از سنين‌ پائين‌ بايد سعي‌ كرد گربه‌ را به‌ غذاهاي‌ مختلف‌ متنوع‌ عادت‌ داد.

بچه‌ گربه‌ تا 2 ماهگي‌ بايد در كنار مادر باشد و شير مادر را به‌ حد كافي‌ بخورد. از سن‌ 1 ماهگي‌ ميتوان‌ علاوه‌ بر شير مادرغذاي‌ نرم‌ جامد و شير گاو را نيز اضافه‌ كرد. در صورتيكه‌ بچه‌ گربه‌اي‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ شير مادر را نخورده‌ باشد بايد تا 4ماهگي‌ شيرگاو در غذاي‌ بچه‌ گربه‌ موجود باشد (حداقل‌ 1 وعده‌) در صورتي‌ كه‌ گربه‌ نتواند شير گاو را هضم‌ كند ميتوان‌به‌ جاي‌ آن‌ ماست‌ شيرين‌ داد.

تعداد وعده‌هاي‌ غذايي‌ با توجه‌ به‌ سن‌ گربه‌ متفاوت‌ است‌.

1-2 ماهگي‌:6 وعده‌. حداقل‌ 3 وعده‌ شير ولرم‌ و 3 وعده‌ غذاي‌ جامد نرم‌.

2-4 ماهگي‌: 4-5 وعده‌. 2 وعده‌ شير ولرم‌ و 2-3 وعده‌ غذا.

4-6 ماهگي‌: 3 وعده‌.

6 ماهگي‌ به‌ بعد: 2 وعده‌.

در آبستني‌ سنگين‌: 2-4 وعده‌ (13 بيشتر از غذاي‌ معمول‌).

در دوران‌ شيردهي‌: 4-5 وعده‌

گربه‌ پير: 2-3 وعده‌ ولي‌ ميزان‌ غذاي‌ هر وعده‌ كمتر باشد.



vنظافت‌ و تميز كردن‌

برس‌ زدن‌: گربه‌ مو كوتاه‌ 1-2 بار در هفته‌ و گربه‌ مو بلند هر روز بايد برس‌ زده‌ شوند. اين‌ كار بايد به‌ آرامي‌ و در جهت‌موهاي‌ بدن‌ انجام‌ شود. در صورتي‌ كه‌ روي‌ بدن‌ كرك‌ بوجود آمده‌ باشد مي‌توان‌ از شانه‌ فلزي‌ براي‌ باز كردن‌ آن‌ استفاده‌نمود.

موي‌ گربه‌ بطور طبيعي‌ مي‌ريزد. در صورتي‌ كه‌ بطور منظم‌ برس‌ زده‌ نشود گربه‌ موهاي‌ سست‌ ريخته‌ شده‌ را خواهدبلعيد. اين‌ موها قادرند در دستگاه‌ گوارش‌ كنار هم‌ جمع‌ شده‌ و ايجاد گلوله‌هاي‌ مو (Hair ball) و انسداد نمايند.


تميز كردن‌ چشم‌، گوش‌ و دندان‌: حداقل‌ هفته‌اي‌ يكبار چشم‌ها و گوشها بايد بوسيله‌ پنبه‌ مرطوب‌ و تميز شده‌ و دندانهابا مسواك‌ كوچك‌ يا گوش‌ پاك‌كن‌ مسواك‌ زده‌ شوند. گربه‌ را بايد از بچگي‌ به‌ اين‌ موارد عادت‌ داد.

كوتاه‌ كردن‌ ناخنها: در صورتي‌ كه‌ گربه‌ شما دائم‌ در خانه‌ است‌ بهتر است‌ بطور منظم‌ انجام‌ شود. عمل‌ جراحي‌ قطع‌ناخن‌ توصيه‌ نمي‌شود زيرا دفاع‌ طبيعي‌ را از گربه‌ مي‌گيرد.
ة حمام‌ كردن‌: بطور كلي‌ گربه‌ نياز به‌ شستشو ندارد مگر اينكه‌ بدن‌ آن‌ واقعا كثيف‌ شده‌ باشد. در صورت‌ نياز به‌ حمام‌كردن‌، اين‌ كار بايد با آب‌ گرم‌ و شامپو مخصوص‌ انجام‌ شده‌ و پس‌ از آن‌ بدن‌ گربه‌ كاملا خشك‌ شود.



vتوليد مثل‌

گربه‌ ماده‌ 2 بار در سال‌ مي‌تواند زايمان‌ كند حالت‌ فحلي‌ او در هر فصل‌ چندين‌ بار تكرار شده‌ تا جفت‌گيري‌ انجام‌شود. در زمان‌ فحلي‌ گربه‌ ماده‌ بيقرار بوده‌ و پر سرو صدا مي‌شود. گربه‌ ماده‌ تنها در پاسخ‌ به‌ عمل‌ جفت‌گيري‌،تخمك‌گذاري‌ را انجام‌ مي‌دهد.
گربه‌ آبستن‌ تا هفته‌ پنجم‌ آبستني‌ نياز به‌ توجه‌ بيشتر ندارد و تنها حمل‌ و نقل‌ آن‌ بايد با احتياط باشد. در 4 هفته‌ پاياني‌اشتهاي‌ آن‌ زياد شده‌ و نياز به‌ غذاي‌ بيشتري‌ دارد (بويژه‌ گوشت‌ و ماهي‌).

در 2 هفته‌ پاياني‌ رشد جنين‌ها سريع‌ بوده‌ و به‌ مادر بايد شير كافي‌ و ساير غذاها به‌ هر ميزان‌ كه‌ مي‌خواهد داده‌ شود.دادن‌ قرصهاي‌ ويتامين‌ و مكمل‌ نيز در اين‌ زمان‌ سودمند است‌.

براي‌ زايمان‌ ماده‌ گربه‌ بايد يك‌ جعبه‌ مناسب‌ آماده‌ شده‌ و در مكاني‌ نسبتا تاريك‌ قرار داده‌ شود زيرا نوزادان‌ به‌ نورزياد حساس‌ مي‌باشند (حتي‌ قبل‌ از باز شدن‌ پلكها). نوزادان‌ هر كدام‌ با جفت‌ جداگانه‌ به‌ دنيا مي‌آيند. گربه‌ ماده‌ بچه‌ها را به‌تنهايي‌ بزرگ‌ كرده‌ و آنها را در برابر گربه‌ نر نيز حفظ مي‌كند.



vعقيم‌ كردن‌

صاحباني‌ كه‌ نمي‌خواهند گربه‌شان‌ بچه‌دار شود مي‌توانند با مراجعه‌ به‌ دامپزشك‌ آن‌ را عقيم‌ كنند. سن‌ مناسب‌ براي‌اين‌ عمل‌ بين‌ 5-6 ماهگي‌ مي‌باشد.



vآموزش‌

تربيت‌ گربه‌ از سگ‌ مشكل‌تر مي‌باشد. در ابتدا گربه‌ بايد نام‌ خود را بداند. هنگام‌ غذا دادن‌ يا زمان‌ خواب‌ او را صداكنيد. بزودي‌ ياد مي‌گيرد كه‌ پاسخ‌ دهد.

عصبانيت‌ گربه‌: عموما گربه‌ها با انسان‌ رفتار تهاجمي‌ ندارند. در صورتي‌ كه‌ گربه‌ شما ناگهان‌ حمله‌ كرده‌ تا شما را گازبگيرد و چنگ‌ زند ممكن‌ است‌ به‌ دليل‌ درد، حال‌ ناخوش‌ و جابجايي‌ همراه‌ با خشونت‌ شما باشد. گربه‌هايي‌ كه‌ دائما درداخل‌ خانه‌ هستند و وسايل‌ بازي‌ ندارند، بيشتر عصباني‌ و تهاجمي‌ مي‌شوند.

اگر گربه‌ هنگام‌ بازي‌ چنگ‌ زند معمولا آسيب‌ نمي‌رساند. اگر گربه‌ به‌ پشت‌ خوابيده‌ باشد در اين‌ حالت‌ احساس‌آسيب‌ پذيري‌ كرده‌ و بيشتر تهاجمي‌ مي‌شود.

ولگردي‌: گربه‌هاي‌ نر و گربه‌هايي‌ كه‌ بد نگهداري‌ مي‌شوند ممكن‌ است‌ چنين‌ عادتي‌ پيدا كنند. با صدا زدن‌ مرتب‌ گربه‌هنگام‌ غذادادن‌ و فراهم‌ كردن‌ وسايل‌ بازي‌ در منزل‌ بايد با اين‌ عادت‌ مبارزه‌ كرد.

جويدن‌ گياهان‌ خانگي‌: اگر گربه‌ شما برگ‌ گلداني‌ را مرتب‌ مي‌جود، مي‌توان‌ در چند مرحله‌ روي‌ آن‌ آبليموي‌ رقيق‌اسپري‌ كرد. بيشتر گربه‌ها مزه‌ آن‌ را دوست‌ ندارند.

تنبيه‌ كردن‌: ديسپلين‌ را بايد از بچگي‌ اجرا كرد. نبايد براي‌ اجراي‌ آن‌ كاري‌ كرد كه‌ گربه‌ دردش‌ بيايد. يك‌ روش‌ مناسب‌تنبيه‌، اسپري‌ كردن‌ آب‌ با يك‌ آب‌پاش‌ يا سرنگ‌ است‌.



vسلامتي‌ گربه‌

گربه‌ سالم‌ داراي‌ اشتهاي‌ خوب‌، پوشش‌ شفاف‌ و حركت‌ آسان‌ بوده‌ و از زندگي‌ لذت‌ مي‌برد. در منزل‌ به‌ نشانه‌هاي‌ زيرتوجه‌ كنيد:

پوشش‌ بدن‌: خارش‌، ريزش‌ موي‌ زياد، انگل‌ خارجي‌ و تغيير رنگ‌ پوست‌.
چشم‌ها: آبريزش‌، التهاب‌ ملتحمه‌ و پلك‌ سوم‌، تار بودن‌ قرنيه‌ و عدسي‌.
گوش‌: خارش‌ گوش‌، تورم‌، نگه‌داشتن‌ سر به‌ يك‌ طرف‌، ترشحات‌ قهوه‌اي‌.
بيني‌: آبريزش‌، عطسه‌، صداي‌ تنفسي‌ غير طبيعي‌
دندانها: لثه‌هاي‌ متورم‌، بوي‌ بد تنفسي‌.
دفع‌: اسهال‌، ترشحات‌ دستگاه‌ تناسلي‌، دفع‌ مكرر ادرار.
لاغري‌: مي‌تواند به‌ دليل‌ انگل‌، بيماري‌ يا سوء تغذيه‌ باشد.
كاهش‌ اشتها: در هواي‌ داغ‌ يا متعاقب‌ بيماري‌ پيش‌ مي‌آيد. نبايد به‌ زور به‌ گربه‌ غذا داد. غذا را عوض‌ كرده‌ يا غذاي‌مطبوع‌ گرم‌ با مقادير كم‌ داده‌ شود. غذايي‌ را كه‌ گربه‌ امتناع‌ مي‌كند پس‌ از 10 دقيقه‌ دور بياندازيد.
استفراغ‌: گاهي‌ به‌ دليل‌ ماده‌ مضر بلعيده‌ شده‌ است‌ يا براي‌ خلاصي‌ از كلافه‌ مو. اگر استفراغ‌ ادامه‌ يابد و همراه‌ اسهال‌باشد يا خون‌ نيز وجود داشته‌ باشد نشانه‌ بيماري‌ است‌.



vبيماريهاي‌ مشترك‌

مهمترين‌ بيماريهايي‌ كه‌ از گربه‌ ممكن‌ است‌ به‌ انسان‌ سرايت‌ كند عبارتند از هاري‌، توكسوپلاسموز، عفونتهاي‌قارچي‌ و انگلي‌. بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ همه‌ اينها قابل‌ پيشگيري‌ مي‌باشند.

هاري‌ بوسيله‌ واكسيناسيون‌ منظم‌ گربه‌ و بيماريهاي‌ انگلي‌ با تجويز منظم‌ داروهاي‌ ضدانگلي‌ قابل‌ پيشگيري‌ هستند.جهت‌ پيشگيري‌ از توكسوپلاسموز، گربه‌ شما نبايد غذاي‌ خام‌ خورده‌ يا اجازه‌ شكار داشته‌ باشد. ضمنا با گربه‌هاي‌ولگرد تماس‌ نداشته‌ باشد.


vمراقبتهاي‌ دامپزشكي‌

گربه‌ را بايد مرتب‌ نزد دامپزشك‌ برد. واكسيناسيون‌ گربه‌ نيز در سال‌ اول‌ 2 و 3 ماهگي‌ و سپس‌ سالي‌ يكبار توسطدامپزشك‌ انجام‌ مي‌شود. داروهاي‌ ضد انگل‌ بايد هر 6 ماه‌ يكبار تجويز شوند.

تجويز دارو: براي‌ خوراندن‌ قرص‌ يك‌ نفر گربه‌ را محكم‌ گرفته‌، سر گربه‌ را با يك‌ دست‌ گرفته‌ و با دست‌ ديگر كه‌قرص‌ در آن‌ است‌ به‌ آرامي‌ دهان‌ را باز مي‌كنيم‌. قرص‌ را در انتهاي‌ زبان‌ قرار داده‌ دهان‌ را بسته‌ و كمي‌ بالا نگه‌ ميداريم‌ تابلع‌ نمايد. داروي‌ مايع‌، با سرنگ‌ (بدون‌ سوزن‌) از گوشه‌ دهان‌ به‌ آرامي‌ داده‌ مي‌شود. براي‌ قطره‌ گوش‌، ابتدا گوش‌ را ازترشحات‌ پاك‌ كرده‌ بعد لبه‌ گوش‌ را به‌ عقب‌ مي‌بريم‌ تا مجرا مشخص‌ شود. پس‌ از تجويز قطره‌ به‌ آرامي‌ ماساژ داده‌مي‌شود.
گربه‌ بيمار: گربه‌ بيمار يا پس‌ از عمل‌ جراحي‌ نياز به‌ مراقبت‌ دارد. گربه‌ را بايد در جايي‌ آرام‌، گرم‌ و تميز قرار داد. يك‌كارتن‌ كه‌ كف‌ آن‌ روزنامه‌ يا پارچه‌ است‌ مناسب‌ مي‌باشد. غذاي‌ آن‌ نيز بايد مطبوع‌، در حجم‌ كمتر و وعده‌هاي‌ بيشتر داده‌شود.
كمكهاي‌ اوليه‌: اگر گربه‌ مجروح‌ پيدا كرديد قبل‌ از رساندن‌ به‌ مراكز درماني‌، زير آن‌ يك‌ پتوي‌ گرم‌ و نرم‌ انداخته‌ و باگرفتن‌ دو سر پتو گربه‌ را جابجا كنيد. نبايد چيزي‌ به‌ او خوراند و بيش‌ از 5-10 دقيقه‌ نبايد گربه‌ به‌ يك‌ سمت‌ خوابيده‌باشد.
اگر دست‌ و پا شكسته‌ باشد نيز گربه‌ را به‌ آرامي‌ روي‌ پتو قرار داده‌ پاي‌ شكسته‌ نبايد حركت‌ كند و بهتر است‌ بطرف‌بالا باشد.
|+| نوشته شده در  پنجشنبه 19 خرداد1390 ساعت 20:46  توسط دکتر محمد مکی نیا  | 

پرورش بلدرچین
 

پیشگیری
باید این مهم را به خاطر داشت که می توان از بروز اکثر بیماری های ویروسی با بکارگیری یک مدیریت خوب و کاربردی پیشگیری کرد . لانه ها باید تمیز و دارای تهویه و دمای مناسب باشند و از ورود جانوران موذی به آنها ممانعت شود. بلدرچین نباید با انواع دیگر پرندگان پرورش داده شود، زیرا به خوبی مشخص شده که گونه های مختلف پرندگان دارای حساسیت های متفاوت در برابر ارگانیسم های عامل بیماری هستند. از آنجا که بلدرچین های جوان به بیماری حساس تر هستند بنابراین آنها باید جدا از بلدرچین های مادر پرورش یابند زیرا بلدرچین های مادر ممکن است به طور تحت بالینی با میکروارگانیسم هائی آلوده باشند و یا به عنوان حاملین عوامل بیماریزا عمل کنند. در مزارع بزرگ پرورش بلدرچین توصیه می شود که سرپرست های مستقل جهت مراقبت از این پرنده ها گماشته شوند. شواهدی مبنی بر انتشار بیماری های خاصی مانند لکوز در مزارعی که بلدرچین و ماکیان به طور جداگانه پرورش می یابند ولی سرپرست آنها یکی است، وجود دارد. برعکس بلدرچین های ژاپنی ممکن است به عفونتهای تحت بالینی مبتلا شوند و آن را به سایر گونه های پرندگان انتقال دهند. این پرندگان باید با غذای مناسب که از منبع مورد اطمینان خریداری شده تغذیه شوند. غذا باید در مکان خشک نگهداری شده و از رشد کپکها ممانعت بعمل آید و همچنین باید از جانوران موذی که ممکن است سبب ایجاد بیماری یا انتقال میکروارگانیسمها شوند محافظت گردد. این پرندگان باید به طور مرتب و روزمره بازبینی شده و اگر نشانه هائی از قبیل کزکردگی، لرزش، فلجی را نشان دادند جهت معاینه به دامپزشک ارجاع داده شوند. پیشگیری در خلال شیوع بیماری هنگامی که بیماری شیوع پیدا می کند صاحبان مزارع باید به توصیه هائی مبنی بر جداسازی پرندگان سالم از بیمار عمل کنند. زیرا کانی بالیسم ، خوردن مواد دفعی پرندگان بیمار و انتقال از طریق آئروسل سبب انتشار بیماری خواهد شد. توصیه می شود که لاشه ها سوزانده و یا به وسیله آهک مدفون شوند و تمام محل ضدعفونی گردد. همچنین انکوباتورها ضدعفونی شده و جوجه بلدرچین های تازه هچ شده در محلهای ضدعفونی شده پرورش یابند. منبع شیوع بیماری در صورت امکان شناسائی گردد و با اقدامات پیشگیری کننده مناسب بیماری تحت کنترل درآید. بلدرچین ژاپنی با این که نسبت به برخی از بیماریها مقاوم است ولی نسبت به ابتلا طبیعی به اکثر بیماریهای ویروسی ماکیان حساس می باشد به خصوص هنگامی که تحت شرایط مدیریتی ضعیف پرورش یابد. هرچند تعداد گزارشهای مربوط به وقوع طبیعی بیماری در بلدرچین ها در مقایسه با ماکیان دیگر کمتر می باشد. اما این موضوع ممکن است ناشی از این واقعیت باشد که تعداد معدودی مزرعه پرورش بلدرچین وجود دارد. با توجه به پیشرفتهای اخیر در امر روشهای فنی تشخیصی در ویروس شناسی این احتمال وجود دارد که موارد بیشتری از وقوع طبیعی بیماری های ویروسی خصوصا آنهائی که ناشی از اعضای گروه آدنوویروس هستند گزارش شوند.
  بيماريهاي ويروسي و باکتريائي بلدرچين ژاپني بلدرچين ژاپني (Coturnix Coturnix Japonica) از پرندگان شکاري (Game Birds) مهاجر بوده و به خانواده Phasianidae که ماکيان اهلي (Gallus Domesticus) در آن قرار دارد متعلق مي باشند. اين پرندگان از بلدرچين باب وايت (Colinus Virginianus) و گونه هاي بومي استراليا و ساير کشورها مجزا هستند. ظاهرا بلدرچين ژاپني ابتدا در ژاپن اهلي شده است. بلدرچين ژاپني امروزه به طور تجاري براي توليد گوشت و تخم و يا به عنوان پرنده خانگي و همچنين براي بکارگيري در تحقيقات علمي، در بيشتر نقاط دنيا پرورش مي يابد. با وجود اينکه ظاهرا بلدرچين ژاپني نسبت به ساير طيور به بيشتر بيماريها مقاوم مي باشد، ولي اين پرنده نيز به عفونت هاي طبيعي ناشي از اکثر انگلها، قارچها، باکتريها، مايکوپلاسماها و عفونتهاي ويروسي که طيور اهلي را مبتلا مي سازند، حساس است. بنابراين بلدرچين ژاپني بايد به طور جدا از بوقلمونها و ماکيان پرورش يابد. همچنين بلدرچين ژاپني به انگلهاي خارجي از قبيل شپشها، کنه ها، جربها، ککها و انگلهاي داخلي مانند: Choanotaenia Infundibulum، Raillietina Echinobothridia ، هتراکيس گاليناروم و عفونتهاي تک ياخته اي مانند کوکسيديا و هيستوموناس مله اگريديس حساس مي باشد. معمولترين عفونت قارچي در بلدرچين ژاپني، آسپرژيلوس و کانديديازيس مي باشد. بيماريهاي باکتريائي مانند سالمونلوز، کلي باسيلوز، اريزيپلاس و همچنين مايکو پلاسموز، ممکن است تحت شرايط طبيعي در بلدرچين ها رخ دهند. همچنين در مواردي وقوع بيماري پاستورلوز در بلدرچين ژاپني گزارش شده است. بلدرچين ژاپني همانند ماکيان اهلي به بيماريهاي ناشي از کمبودهاي نيز تغذيه اي مبتلا مي گردد. بلدرچين ژاپني به عوامل ويروسي ايجاد کننده بيماريهائي مانند انسفالوميليت پرندگان، بيماري مارک، بيماري نيوکاسل، روس سارکوما، برونشيت عفوني، بيماري آنفلوانزا، آبله پرندگان ، برونشيت بلدرچين ها، رتيکولواندوتيلوز، هاري ، آنسفالوميليت شرقي اسب و لکوز حساس مي باشد. بيماري نيوکاسل گزارش هائي از شيوع طبيعي بيماري نيوکاسل در گله هاي بلدرچين وجود دارد. دو محقق اظهار داشتند که بلدرچينها نسبت به ماکيان حساسيت کمتري به نيوکاسل داشته اند و اين بيماري به ندرت در بلدرچينها تشخيص داده شده است. با وجود آنکه بيماري نيوکاسل به شکل بومي (اندميک) در ماکيان هنگ کنگ وجود دارد و بلدرچينها در آنجا در مقياس بزرگي پرورش مي يابند، عفونت طبيعي ناشي از NDV از مدتها قبل ديده نشده است. اين محققين همچنين اظهار داشته اند از آنجا که تعدادي از پرندگان وحشي به شکل تحت باليني بيماري نيوکاسل مبتلا شده و حاملين فاقد نشانه هاي بيماري ND هستند، بنابراين ممکن است بلدرچينها نيز تحت شرايط محيطي خاص به عفونت تحت باليني بيماري نيوکاسل مبتلا شوند. اين بيماري با کاهش وزن، اسهال، نشانه هاي عصبي مانند لرزش و فلجي پاها و عدم کنترل پرنده بر روي گردن، بال و پا و پائين آمدن ميزان توليد تخم در گله مادر مشخص مي گردد. در گزارش هائي که از شيوع طبيعي بيماري نيوکاسل در گله هاي بلدرچين وجود دارد، نشانه هاي تنفسي توصيف نشده است. نشانه هاي باليني بيماري نيوکاسل در بلدرچين عبارت است از: تلفات ناگهاني، درجات متفاوتي از بي اشتهائي، کسالت و کز کردگي. در صورت ادامه بيماري، به تدريج اين علائم شديدتر و واضح تر شده و لاغري پيش رونده، مدفوع اسهالي با رنگ زرد روشن که پس از مدتي به صورت آبکي و شفاف در آمده و در انتها به صورت اسهال غليظ و سبز رنگ در خواهد آمد، ديده خواهد شد. نيمي از بلدرچينهاي مبتلا، پس از سه تا چهار روز از شروع حالت بي اشتهائي و اسهال نشانه هاي عصبي کاملا مشخص و متفاوتي، ازعدم تعادل خفيف تا يک فلجي شل کامل (flaccid) نشان مي دهند. اين مورد که حالت خاصي از فلجي بوده شامل افتادن بر روي جناغ و يا به يک طرف بدن و کشيده شدن پاها به طرف عقب مي باشد. بالها اندکي از هم باز شده، حالت آويخته داشته و بر روي بستر قرار مي گيرد. سر بلدرچينهاي مبتلا به طور وارفته اي به يک طرف آويزان مي باشد. وقتي اين گونه بلدرچينها در دست گرفته مي شوند به نظر مي رسد که کنترلي بر بالها و پاها و گردن خود ندارند ولي در عين حال هنوز هوشيار به نظر مي رسند. پرهاي اطراف مقعد مرطوب بوده، گاهي اوقات به وسيله موادي به رنگ سفيد گچي در مي آيد. در کالبد گشائي بلدرچينهاي تلف شده ضايعاتي از قبيل درجات متفاوتي از تغييرات چربي (fatty change) در کبد و کليه ها، رسوب اورات زرد رنگ بر روي قسمتهائي از کيسه هاي هوائي، پرخوني دوازدهه و قسمت فوقاني روده ها مشاهده مي گردد. هيچ گونه ضايعه ماکروسکوپي در ريه ها، ناي، مغز، مننژ، عصب سياتيک و شبکه بازوئي و طناب نخاعي ديده نشده است. در آزمايش ويروس شناسي با استفاده از تخم مرغ جنين دار و مشاهده ضايعات ايجاد شده از جنينهاي تلف شده، سويه حاد ويروس نيوکاسل (virulent velogenic strain) جدا شد. در آزمايش HI در رقتهاي دو برابر (Two-Fold Dilute) تيترهاي 1:1024،1:256 و 1:512 از سرم سه بلدرچين به دست آمد. عيار به دست آمده از آزمايش HI با مايع آلانتوئيک تخم مرغهاي تلقيح شده 1:128، 1:256 و 1:256 بود. در بررسي بيماريزائي ويروس بيماري نيوکاسل با منشا بلدرچين ژاپني در ماکيان، ماندگاري ويروس در مغز، ناي، ريه، کبد، طحال و خون به ترتيب حداقل به مدت 8، 5، 7،8 و 4 روز پس از عفونت به تاييد رسيد. از نظر وجود ضايعات ميکروسکوپي، کبد، محل اتصال ايلئوم و روده کور، پيش معده، ناي، ششها، قلب و مغز طحال و بورس فابريسيوس مورد بررسي قرار گرفتند. نکروز، تخليه شديد لنفوسيتها در ارگانهاي لنفوئيدي و نفوذ سلول هاي تک هسته اي در کبد ديده شد. همچنين خونريزي شديد، دژنراسيون عصبي، نکروز، گليوز و تجمع آستيني شکل سلولها به دور رگها در مغز ايجاد شده بود. (perivascular cuffing) مطالعات نشان داد که مي توان بلدرچينها را به طور موفقيت آميزي عليه ويروس برونشيت و نيوکاسل واکسينه کرد. هر چند به علت مقاومت نسبي بلدرچينها به عفونت ناشي از NDV، واکسيناسيون در آنها به طور گسترده اي مورد بررسي قرار نگرفته و کاربرد وسيعي ندارد. بيماري نيوکاسل بايد از عفونتهاي کورناويروسي، آنفلوانزا، پاستورلوز، اريزيپلاس، کريپتوسپوريدوز، عفونتهاي کلاميديائي و مسموميتهاي غذائي تفريق شود. آنفوانزا گزارشهاي زيادي درباره شيوع طبيعي بيماري آنفلوانزا ناشي از سويه هاي تيپ A و C در بلدرچينها وجود دارد. نکته جالب توجه آن است که تيپ C ويروس آنفلوانزا در ميزباني غير از انسان شناسائي نشده است. تلفات ناشي از شيوع بيماري آنفلوانزا غالبا بالا و از 10 تا 80 درصد متغير مي باشد. اين بيماري در پرندگان جوان نسبت به پرندگان مسن تر از شدت بيشتري برخوردار است. در کالبد گشائي بلدرچينهاي تلف شده، تراکئو برونشيت کاتارال، رينوسينوزيت و پرخوني ريوي و تورم روده اي کاتارال مشاهده شد. معمولا تشخيص اين بيماري بر اساس تلقيح بافت آلوده به خصوص ناي و شش ها به داخل حفره آلانتوئيک تخمهاي جنين دار ماکيان مي باشد. جنين ها ظرف 3 يا 4 روز تلف شده و مايع آلانتوئيک آنها گلبولهاي قرمز خون ماکيان را منعقد مي کند. وجود ويروس آنفلوانزا را مي توان با آزمايش تاييد نمود. انجام آزمايش هاي CFT و ELIDA بر روي سرم پرندگان مبتلا ارزشمند بوده و در تشخيص بيماري پرندگان واکسينه نشده کمک مي نمايد. بررسي واکسنهاي ضد آنفلوانزا نشان داد که ايجاد ايمني چه بسا ميزان تلفات را در پرندگان کاهش دهد. هر چند به علت تعدد تيپها و تحت تيپهاي آنتي ژنيک ويروس آنفلوانزا، ايجاد ايمني در پرندگان به شکل محدودي صورت مي پذيرد. عفونت ناشي از ويروس آنفلوانزا بايد از بيماري نيوکاسل، عفونتهاي ناشي از ويروس آبله، کرونا ويروس، عفونتهاي مايکوپلاسمائي و باکتريائي مانند پاستورلوز و هموفيلوس پاراگاليناروم تفريق شود. آنسفالوميليت پرندگان عفونتهاي طبيعي و تجربي ناشي از AEV تلقيح داخل مغزي ويروس انسفالوميليت پرندگان به جوجه بلدرچينهاي يکروزه و دو روزه موجب لرزش، عدم تعادل و فلجي بين 16 تا 30 روز پس از تلقيح شده و در نهايت سبب مرگ آنها مي شود. با تلقيح مواد عفوني، به خصوص به بافت مغز جوجه بلدرچينهاي آلوده از طريق داخل مغزي يا به وسيله تلقيح از راه کيسه زرده، به جوجه هاي يک روزه مي توان با مشاهده نشانه هاي باليني خاص انسفالوميليت پرندگان، آتروفي ماهيچه پا و يا مرگ جنين ها وجود ويروس را نشان داد. عفونت طبيعي ناشي از AEV در بلدرچين ژاپني در خلال دوره تخمگذاري، از لحاظ دوره بيماري و تاثير بر روي توليد، مشابه با آنچه در ماکيان توصيف شده، مي باشد. در اين حالت پس از آلودگي، ميزان توليد تخم و ميزان جوجه در آوري گله مبتلا کاهش يافته و جوجه بلدرچينهاي هچ شده از اين گونه تخمها پس از 14 روز تلف شدند. تشخيص اين بيماري را مي توان با انجام آزمايشهاي VN و IFT بر روي سرم پرندگان آلوده و در موارد بهتر با معاينات هيستوپاتولوژيک سيستم اعصاب مرکزي تاييد نمود. ضايعات برجسته شامل ميکروگليوز، دژنراسيون عصبي و تجمع آستيني شکل لنفوسيتها در اطراف عروق مي باشد. دژنراسيون اعصاب در بصل النخاع مشخص تر مي باشد. AE بايد از ساير بيماري هاي ايجاد کننده فلج عصبي مانند D ، آنسفالوميليت شرقي اسب، آسپرژيلوس عصبي، عفونتهاي باکتريائي مغزي و مسموميتها تفريق داده شود. آبله پرندگان بلدرچين ها نسبت به عفونت طبيعي با ويروس آبله حساس مي باشند. آزمايشهاي ايمني متقاطع نشان داد که ويروس آبله در بلدرچين هائي که به طور طبيعي مبتلا شده اند، به طور ايمونولوژيک از ويروس هاي آبله ماکيان و کبوتر متمايز و مجزا مي باشند. همچنين ثابت شده که ويروس آبله بلدرچين و ويروس آبله مرغ مينا غير وابسته هستند. آزمايش حفاظت متقاطع نشان داد که وابستگي ويروس آبله بلدرچين به ويروس آبله کبوتري نسبت به آبله ماکيان وابستگي نزديک تري است. يک سويه ويروس آبله به نام 241-63-PV کشف شده که از نظر خصوصيات بيولوژيک از ساير ويروسهاي آبله متفاوت بوده، تلقيح تجربي آن از طريق داخل مغزي، سبب آنسفالوميليت و تلفات بالا در بلدرچينها مي گردد. جوجه مرغهاي SPF تلقيح شده با ويروس آبله بلدرچين، ضايعات جلدي شديدي را نشان دادند. اين ضايعات در ديد ميکروسکوپي داراي ويژگي درماتيت پروليفراتيو شديد همراه با شکل گيري گنجيدگي هاي داخل سيتوپلاسمي در سلولهاي اپي تليال بود. تشخيص اين بيماري بر اساس وجود ائوزينوفيليک در سيتوپلاسم آلوده مي باشد. اگر بتوان پارتيکل هاي ويروس آبله را به وسيله ميکروسکوپ الکتروني در بافتهاي آلوده نشان داد، تشخيص بيماري تاييد خواهد شد. تنها برخي از سويه هاي ويروسهاي آبله آلوده کننده بلدرچين ژاپني ، وقتي که بر روي CAM جنين ماکيان تلقيح شوند، توليد ضايعات POCK کرده و به همين جهت براي تشخيص بيماري آبله در بلدرچين به اين آزمايش نمي توان اعتماد کرد. در ارزيابي ايجاد ايمني هومورال و با واسطه سلولي، توسط AVIPOX VIRUS در بلدرچينها يک اثر کاهنده موقت بر روي ايمني هومورال تا 12 روز پس از عفونت در بلدرچينهاي آلوده شده با AVP در مقايسه با گروه شاهد ديده شد. سطح ايمني سلولي در اين بلدرچينها از روز چهارم پس از آلوده سازي به طور معني داري افزايش يافته در روز هفتادم پس از عفونت به بالاترين ميزان خود رسيد. محافظت در برابر عفونت ناشي از ويروس هاي آبله بلدرچين قابل دستيابي است و تنها بايد از ويروس همولوگ به عنوان واکسن استفاده شود. بلدرچينهاي واکسينه شده با ويروس آبله ماکيان نسبت به چالش تجربي با سويه حاد ويروس آبله ماکيان مصون مي باشند. عفونت آبله در بلدرچينها بايد از ضايعات حاصل ازنزاع پرندگان و عفونتهاي موضعي باکتريائي و قارچي تفريق شود. لکوز حساسيت بلدرچين ژاپني به عفونت طبيعي با ويروس لکوز پرندگان توسط محققين گزارش شده است. ضايعات ماکروسکوپيک و ميکروسکوپيک در بلدرچين با آنچه که در ماکيان توصيف گرديده مشابه مي باشد. معمول ترين ضايعات ماکروسکوپيک عبارت از بزرگ شدگي کبد و طحال و ضخيم شدن ديواره روده است. آزمايشهاي هيستوپاتولوژيک تعداد زيادي لنفوبلاست را همراه با مواردي از اشکال ميتوزي نشان مي دهد. وجود آنتي بادي عليه ويروس لکوز در سرم را مي توان با آزمايش هاي VN و CFT تشخيص داد. جهت مطالعه حساسيت ژنتيکي پرندگان به ويروس لکوز، از هيبريدهاي بلدرچين- ماکيان استفاده شده است. عفونت ناشي از ويروس لکوز بايد از ساير بيماريهائي مانند MD و RE تفريق شود. رتيکولواندوتليوز رتيکولواندوتيلوز به شکل طبيعي و تجربي در بلدرچينها گزارش شده است. اين بيماري در بلدرچينها روند مشابهي با روند ايجاد آن در ساير گونه هاي پرندگان دارد. نشانه هاي باليني شامل لاغري، پر در آوري کند و پرهاي خشن، علائم فلجي و افسردگي مي باشد. در يک گزارش از عفونت طبيعي، نوک بالاي پرنده دو برابر طول طبيعي آن رشد کرده بود. اکثر تغييرات ميکروسکوپي که به طور ثابت در اين بيماري وجود دارد، در کبد و طحال رخ داده و اين ارگانها اغلب بزرگ مي شوند و گاهي اوقات طحال ممکن است تا 10 برابر اندازه طبيعي خود بزرگ شود. ضايعات تومور مانند با رنگ سفيد تا سفيد متمايل به زرد، عموما در کبد و طحال وجود دارد . ندولهاي تومور مانند و ضخيم شدگي مشخص ممکن است بر روي سطح خارجي روده و پانکراس وجود داشته باشد. در يک شيوع طبيعي از رتيکولواندوتليوز در يک گله بلدرچين ژاپني توده هاي توموري در ششها، کبد و طحال، قلب، پانکراس، لوزه هاي روده کور، تخمدان، کليه ها، کيسه هاي هوائي، غده تيروئيد، بيضه ها و اعصاب سمپاتيک مشاده شد. امکان آتروفي بورس در عفونتهاي تجربي وجود دارد. تغييرات هيستولوژيک متعاقب تکثير شديد و سرطاني سلولهاي تک هسته اي در بافتهاي مبتلا مشخص مي گردد اين سلولها تمام خصوصيات رشد نئوپلاستيک همراه با هسته هاي بزرگ غير عادي، شکل يافته و برجسته و سيتوپلاسم چند شکلي مشخص را دارا مي باشند. اين بيماري را ميتوان با مشاهده خصوصيات ضايعات هيستوپاتولوژيک و به وسيله مشخص نمودن آنتي بادي هاي اختصاصي با آزمايش هاي IFT و VN به طور قطعي تشخيص داد. البته با کشت ويروس عامل RE در کشتهاي سلولي فيبروبلاست جنين بلدرچين و جنين ماکيان و آزمايش غير مستقيم فلورسنت آنتي بادي بر روي کشتهاي سلولي آلوده در خلال 72 تا 96 ساعت پس از تلقيح مي توان وجود ويروس را تاييد نمود. اين بيماري بايد از ساير تومورهاي ايجاد شده توسط بيماريهاي ويروسي همانند MD و لکوز و همين طور بيماريهاي باکتريائي مانند کلي گرانولوما تفريق گردد. بيماري مارک وقوع طبيعي بيماري مارک در بلدرچين اولين بار توسط وايت در اسل 1963 گزارش گرديد. گزارشهاي بعدي نشان داد که بلدرچينها وقتي در تماس نزديک با پرندگان تفريحي و شکاري پرورش داده مي شوند به بيماري حساس بوده و به طور تجربي نيز به MDV آلوده مي شوند . با وجود آنکه بيماري مارک معمولا در جوجه هاي جوان اتفاق مي افتد اما در بلدرچين اين بيماري در پرندگان نسبتا مسن گزارش شده است. پرنده معمولا نشانه هاي باليني بيماري را بعد از بلوغ جنسي نشان مي دهد. در عفونتهاي طبيعي، بلدرچينها ممکن است به طور ناگهاني تلف شوند و يا نشانه هاي باليني اي از قبيل کز کردگي و بي اشتهائي را نشان دهند. معمول ترين يافته ماکروسکوپي بزرگ شدگي کبد به همراه نقاط کوچک پراکنده به رنگ زرد بر روي آن وطحال بزرگ شده (گاهي اوقات تا 8 برابر اندازه طبيعي) مي باشد. روده ها اغلب ضخيم شده و گاهي در ساير ارگانها نيز تومور ديده مي شود. ضايعات هيستوپاتولوژيک غالبا در کبد، طحال و اعصاب محيطي مشاهده مي گردد. اين ضايعات با مشاهده حضور سلولهاي لنفوئيدي همراه با پلاسماي پراکنده در بافت مشخص مي گردند. همچنين اشکال ميتوزي به ندرت ديده مي شود. در آلودگي تجربي 18 خانواده از بلدرچينها با سويه CR64 ويروس حاد مارک، تنها 3 خانواده به بيماري مارک مبتلا شده، ضايعات ماکرو و ميکروسکوپيک مارک را 68 روز پس از آلوده سازي يعني در سن 75 روزگي نشان دادند. ضايعات عموما در کبد و طحال، کليه و روده کوچک ديده شد و با حضور سلولهاي لنفوئيدي نامتجانس و گاهي اوقات پلاسماسلها، مشخص مي گرديد. تشخيص فرضي بيماري را ميتوان با آزمايشهاي AGID، IFT و يا VN بر روي يک جفت سرم جمع آوري شده با يک هفته فاصله از پرنده اي که به طور باليني بيمار است، انجام داد. عفونت ناشي از MDV را مي توان با مشاهده CPE در کشت هاي سلول کليه جنين جوجه تلقيح شده با مايع رويي سوسپانسيون هموژنيزه تهيه شده از بافتهاي آلوده به طور قطعي تشخيص داد. عامل MD، CPE با خصوصيات ويروس هرپس ايجاد مي کند . اگر کشت سلولي تک لايه اي به روش گيمسا و يا هماتوکسيلين و ائوزين رنگ آميزي شود مي توان پلي کاريوسيت هاي حاوي چند هسته را همراه با گنجيدگي هاي داخل سيتوپلاسمي مشاهده کرد. همچنين ميتوان ويروس را به وسيله ميکروسکوپ الکتروني با رنگ آميزي منفي تهيه شده از سلول تک لايه اي تجزيه شده با آب مقطر به تصوير درآورد. بيماري مارک بايد از ساير بيماريهاي تومور زا مانند لکوز و رتيکولواندوتيلوز تشخيص تفريقي داده شود. اگر روده توسط عفونت MDV درگير شود ممکن است با کلي گرانولوما اشتباه گردد. در يک بيماري لنفوپروليفراتيو که به طور طبيعي در 3 گله بلدرچين ژاپني در مکزيک روي داد ضايعات توموري عموما در کبد و طحال مشاهده گرديد. در بررسي هيستوپاتولوژي يک ضايعه لنفوپروليفراتيو چند شکلي همراه با نفوذ سلولهاي بزرگ تيره رنگ لنفوسيت هاي با اندازه هاي مختلف و ياخته هاي شبه رتيکولوم ديده شده ولي هرپس ويروس عامل بيماري مارک از اين بلدرچين ها جدا نشد. در سرم هاي تحت بررسي نيز آنتي بادي عليه MDV يافت نشد. در سرم تعداد معدودي ازاين بلدرچينها آنتي بادي عليه ويروس عامل رتيکولواندوتيلوز و ويروس تحت گروه A لکوز پرندگان وجود داشت. روس سارکوما حساسيت بلدرچين ژاپني به تلقيح ويروس عامل براي اولين بار توسط گروهي دانشمندان نشان داده شد. تلقيح اين ويروس به جوجه بلدرچين هاي يکروزه سبب ايجاد تومور در 6 تا 8 روزگي گرديد. گزارش ديگري از روسيه نشان داد که بلدرچين تنها به سويه هاي BRAYAN و RAVL ويروس RS حساس مي باشند. اين حالت احتمالا به ساختمان ژنتيکي بلدرچين مربوط بوده، وضعيت ژنتيکي بلدرچينها تعيين کننده حساسيت آنها به سويه هاي گوناگون RSV مي باشد. همچنين RSV از جنين بلدرچين که به طور طبيعي آلوده شده بودند جدا شده است. عفونت با کورنا ويروس يک عفونت کورنا ويروسي سبب بيش از 20 درصد تلفات در بلدرچينهاي 8 تا 9 روزه در چندين مزرعه پرورش بلدرچين در ايتاليا شد. نشانه هاي باليني اين بيماري عبارت است از: افسردگي، تاخير در رشد، عدم اشتها، ترس از نور و آب ريزش از بيني و گاهي اوقات عطسه. همچنين ضايعات ميکروسکوپي شامل تورم کيسه هاي هوائي، رينينت کاتارال، پري کارديت و پري هپاتيت گزارش شدند. عفونت کورنا ويروس در بلدرچين را ميتوان با توجه به افزايش عيار آنتي بادي عليه کورنا ويروس ها درسرم پرندگان زنده مانده وهمچنين با نشان دادن وجود آنتي ژن در بافتهاي آلوده به وسيله IFT مستقيم، مشخص نمود. همچنين اين ويروس را ميتوان با تلقيح بافتهاي آلوده به کشت سلول کبد جنين جوجه جدا کرد. در آلودگي مذکور جدايه هاي (isolates) کورنا ويروس به طور کامل مشخص نشدند، هرچند بررسي هاي اوليه نشان داد که اين ويروس از ويروس عامل برونشيت عفوني، کوچکتر بوده و هنگامي که از طريق حفره آلانتوئيک تلقيح شود، براي جنين جوجه ها غير بيماريزا است. گزارش خلاصه اي درباره عفونت تجربي با ويروس برونشيت عفوني در بلدرچينها توسط گروهي ارائه شده که نشان دهنده حساس بودن بلدرچينها مي باشد. اين بيماري بايد از عفونتهاي ويروسي مانند آنفلوانزا و ND و عفونتهاي باکتريائي ايجاد شده توسط اريزيپلوتريکس و گونه هاي پاستورلا و عفونتهاي قارچي ناشي از گونه هاي آسپرژيلوس تفريق شود. آنسفالوميليت شرقي اسب در تنها گزارشي که از شيوع بيماري EEE= Eastern Equine Encephalomyelitis در يک مزرعه بزرگ پرورش بلدرچين در کاروليناي شمالي وجود دارد تلف شدن بيش از 90000 بلدرچين ذکر شده است. اين بيماري به سرعت در ميان گله انتشار يافته ، ميزان مرگ و مير در پنهاي مختلف دامنه اي بين 40 تا 90 درصد داشت. پرندگان نشانه هائي از قبيل کزکردگي، لرزش، فلجي ناقص که به صورت فلجي کامل در مي آمد و پيچش گردن را نشان دادند. مرگ ظرف چند ساعت پس از ظهور نشانه هاي اصلي بيماري اتفاق افتاد تنها ضايعه ثابت در کالبد گشائي تورم روده اي کارتارال در ناحيه دوازدهه بود. بررسيهاي هيستوپاتولوژيک مغز نشان دهنده مننژيت همراه با نفوذ سلولهاي گرد و دژنراسيون ياخته هاي عصبي بود. در تعدادي از بلدرچينهاي تلف شده اتساع چينه دان با آب و مقدار کمي غذا و درجات متفاوتي از دهيدراتاسيون وجود داشت. مشخص شد که عفونت اوليه از راه کاني باليسم انتشار يافته است. اين بيماري بر اساس جداسازي ويروس عامل بيماري به وسيله تلقيح سوسپانسيون مواد آلوده مغزي بلدرچين ها به روش داخل مغزي به نوزادان موش و يا به داخل حفره آمنيوتيک جنين 10 روزه ماکيان تشخيص داده شد و متعاقبا بوسيله CFT تاييد گرديد. EEE ممکن است با بيماري هائي که همراه با نشانه هاي عصبي ظاهر مي شوند مانند AE، ND، QB و مسموميتها اشتباه شود. با توجه به گزارش فوق مي توان از بلدرچين ها به عنوان الگوئي از حيوانات آزمايشگاهي براي مطالعه بعضي از عفونتهاي آربوويروسي استفاده کرد. بعلاوه امکان استفاده از بلدرچين بعنوان Sentinelجهت تشخيص فعاليت آربو ويروسها در نواحي بومي بيماري وجود دارد. برونشيت بلدرچين (QB= QUAIL BRONCHITIS) QB يک بيماري ويروسي حاد و بسيار مسري مربوط به دستگاه تنفسي بلدرچينهاي باب وايت بوده و توسط يک آدنو ويروس ايجاد مي گردد. نشانه هاي باليني شامل عطسه و سرفه، کزکردگي، رال هاي تنفسي و گاهي اوقات آبريزش از چشم و کونژونکتيويت مي باشد. علائم عصبي از جمله پيچش گردن، گاهي اوقات در پرندگان جوان ديده مي شود. در بلدرچين هاي بالغ توليد تخم ممکن است از 10 تا 15 درصد کاهش يافته، تعدادي از تخمها داراي پوسته نرم و فاقد پيگمانتاسيون عادي باشند. تغييرات ماکروسکوپيک شامل وجود اکسوداي موکوسي در ناي و برونش ها بوده، ممکن است ششها دچار احتقان شده باشند. گاهي اوقات ممکن است بزرگ شدن طحال و پريتونيت و نقاط نکروزه بر روي کبد مشاهده شود. گزارشي مبني بر وجود ضايعات عصبي به صورت ماکروسکوپيک وجود ندارد. اين بيماري به خصوص در گله هاي تجاري بلدرچين که زير 8 هفته سن دارند، خطرناکتر مي باشد. مطالعه گزارشها و بررسي هاي مشابه نشان مي دهد که از مطالعه جنبه هاي پاتولوژيک اين بيماري در بلدرچين ژاپني غفلت شده است. در بررسي تجربي، يک سويه از آدنو ويروس پرندگان که به روش داخل بيني و آئروسل به بلدرچين هاي ژاپني تلقيح شده بود، سبب عفونت نهفته بدون بروز نشانه هاي باليني در آنها شد. امکان بازيافت نامنظم ويروس از شش و ناي و ظهور منظم آنتي بادي پس از هفت روز وجود داشت. گزارش ديگري در رابطه با جداسازي ويروس QB و تغييرات پاتولوژيک مربوط به دستگاه تنفس بلدرچين ژاپني وجود دارد. در اين گزارش آمده که شش جوجه بلدرچين ژاپني با سن 3 تا 6 هفتگي نشانه هائي دال بر ناراحتي از خود نشان دادند و همگي آنها دچار سرفه، عطسه و رالهاي ناي بودند. چهار قطعه از جوجه ها با سن 6 هفته نشانه هاي عصبي به همراه پيچش گردن و يکي از اين جوجه ها کدورت قرنيه و درگيري چشم چپ را نيز نشان داد. اکسوداي موکوسي در ناي و برونشها در تمام جوجه ها مشاهده گرديد. ريه ها ظاهري طبيعي داشتند. در بررسي هيستوپاتولوژيک ناي، هيپر پلازي مشخصي در اپي تليوم و غدد ترشح کننده موکوس همراه با نفوذ سلولهاي لنفوسيت مشاهده شد. اين تغييرات در 4 جوجه در سن 6 هفتگي ديده شد. جوجه هاي با سن 3 هفته هيچ گونه تغيير هيستوپاتولوژيک نشان ندادند. از چهار جوجه اي که ضايعات ناي را نشان دادند دو جوجه داراي ضايعاتي درششها بوده و پر خوني عروق سياهرگي، هيپرپلازي ملايم تا متوسط، اپي تليوم برونشها و تجمع لنفوسيتها را در اطراف برونشها نشان مي دادند. تغييرات ميکروسکوپي محسوسي در مغز، سنگدان، پانکراس، قلب و پيش معده بلدرچينها مشاهده نشد. براي تشخيص اين بيماري بايد سوسپانسيون ناي، کيسه هاي هوائي و شش ها از طريق کيسه زرده و يا CAM به جنين هاي ماکيان تلقيح شود. در صورت وجود ويروس عامل QB معمولا جنين ها ظرف چند روز تلف شده، ظاهري کوتوله و پيچ خورده دارند. در اين حالت نيز مواد عفوني دستگاه تنفسي بلدرچين هاي آلوده به جنين ماکيان تلقيح شد و عدم رشد، کوتولگي، پيچ خوردگي و مرگ جنين ها اتفاق افتاد. در سرم بلدرچين هاي مبتلا، آنتي بادي رسوب دهنده در آزمايش AGPT وجود نداشت. ممکن است علت اين حالت، تفاوت جدايه هاي ويروس باشد. QB را بايد از بيماري هائي که سبب درگيري دستگاه تنفس و يا بروز نشانه هاي عصبي مي شوند، تفريق نمود. از اين دست مي توان به بيماريهاي ND،AE،EEE و آسپرژيلوس اشاره کرد. ويروس هاري يک گزارش از فرانسه درباره ماندگاري و حفظ حدت ويروس هاري به مدت 112 روز در يک مورد از 6 بلدرچيني که به طور داخل مغزي تلقيح شده بودند، وجود دارد. بررسي هيستوپاتولوژيک اين پرنده ، وجود اجسام نگري (NEGRI BODIES) را مشخص نمود. مايکوپلاسما گالي سپتيکوم عفونت طبيعي مايکوپلاسما گالي سپتيکوم در بلدرچين ژاپني گزارش شده است. در يک گله 20000 قطعه اي بلدرچين، سينوزيت چرکي واگيردار شايع شده بود. اين بيماري روند آهسته اي داشت و ميزان تلفات روزانه آن 25 عدد بود. در گزارش ديگري 10 درصد از جمعيت 1000 قطعه اي بلدرچينهاي مادر دچار تورم صورت و کونژونکتيويت شده بودند. نشانه هاي باليني اصلي شامل اختلال تنفسي، فلج اندامهاي حرکتي، افسردگي، کاهش مصرف غذا و وزن بدن، کاهش تخمگذاري و افزايش تعداد تخمهاي فاقد رنگ دانه و لمبه بودند. معاينات پس از مرگ نشان داد که سينوس زير کاسه چشمي متورم شده، به وسيله مواد پنيري و يا اکسوداي موکوئيدي و ژلاتيني پر شده است. تخمدان ها دچار آبروفي گرديده و در بعضي از آنها تورم کيسه هوائي ديده مي شود. نتيجه کشت باکتريائي از سينوسها، ناي، ريه، طحال، کبد و تخمدانها بر روي محيطهاي کشت گوناگون و جداسازي ويروس از اين ارگانها منفي بود. با استفاده از محيط کشت مايکوپلاسما که بر اساس روش Frii"s Methodتهيه شده بود، سويه هائي از مايکوپلاسما گالي سپتيکوم، که به عنوان Fa11 مطرح شدند، از سينوسهاي سه بلدرچين جدا گرديد. رشد اين سه جدايه در آزمايش مهار رشد با استفاده از سرم هيپرايميون عليه سويه S6 مايکوپلاسما گالي سپتيکوم متوقف شد. ترکيبات آنتي ژنيک اين سه جدايه با سويه S6 مايکوپلاسما گالي سپتيکوم وابستگي نزديکي داشت. اما بر اساس آزمايش ها با هم يکسان نبودند. مايکوپلاسما سينوويه گزارشهائي از جداسازي مايکوپلاسما سينوويه از بلدرچين ژاپني وجود دارد. پاستورلوز بلدرچين ژاپني همانند بلدرچين باب وايت به پاستورلوز حساس مي باشد در بيشتر گزارشها شيوع بيماري پس از ورود بلدرچين هاي جديد از گله ديگري به مزرعه پرورش بلدرچين اتفاق افتاده است. بلدرچينهاي مبتلا در کنار هم تجمع يافته و نشانه هائي از قبيل کزکردگي و اسهال سبز رنگ نشان داده و در نهايت زمين گير شده و تلف مي شوند. در برخي از گزارشها ميزان تلفات تا 50 درصد ذکر شده است. در کالبد گشائي بلدرچين هاي تلف شده هيپرمي عمومي، کبد متورم همراه با نواحي نکروز چند کانوني، نقاط نکروزه بر روي طحال، تيره رنگ بودن ششها و خونريزي در لايه موکوسي دوازدهه ديده شد. در هيستوپاتولوژي پنوموني بينابيني، نکروز چند کانوني طحال و کبد وجود داشت. براي تشخيص اين بيماري از خون درون قلب و مهر حاصل از کبد لام هائي تهيه نموده و پس از رنگ آميزي با رنگ ارگانيسم دو قطبي پاستورال مالتوسيدا مشاده مي شود. خون درون قلب بلدرچينهاي تلف شده جهت بررسي هاي باکتريولوژيک و انجام آزمايشهاي بيولوژيک در خرگوش گرفته شد. کلني هاي رشد کرده بر روي محيط آگار خون دار، شبيه به قطره شبنم، جدا از هم و محدب و کروي بودند. هيچ گونه هموليزي در محيط آگار خون دار مشاهده نشد و بر روي محيط مک کانگي نيز رشد نکرد. ارگانيسم گرم منفي به شکل کوکوباسيل تکي يا دو تائي بوده و گلوکز، ساکاروز و مانيتول را بدون توليد گاز تخمير کرد. خرگوشهائي که با خون درون قلب بلدرچين هاي تلف شده تلقيح شده بودند، ظرف يک شب مردند. خرگوش هاي تلف شده ضايعات خاص بيماري پاستورلوز از قبيل تورم ناي توام با خونريزي و کبد خالدار را نشان دادند. ارگانيسم به شکل خالص از کشت خون درون قلب خرگوشهاي تلف شده جدا شد. تراکم بسيار بالاي بلدرچينها در مکاني که تهويه ضعيفي دارند و همچنين استرس ناشي از حمل و نقل در مسافتهاي طولاني، ممکن است از عوامل مساعد کننده شيوع بيماري و مرگ و مير در مقياس بالا شود. پاکسازي و ضدعفوني محيط نگهداري بلدرچين ها و کنترل حشرات و جوندگان در حذف ارگانيسم از محيط موثر مي باشد. با استفاده از واکسن روغني تهيه شده از باکتري جدا شده از گله و انجام اقدامات بهداشتي مي توان بيماري را به طور موفقيت آميزي کنترل نمود. هموفيلوس پاراگاليناروم اين باکتري از سينوس زير کاسه چشمي بلدرچين هائي که دچار سينوزيت بوده اند جدا شده است. سن ابتلا به اين بيماري از سه هفتگي به بعد گزارش شده است. بلدرچين هاي مبتلا داراي نشانه هاي آب ريزش بيني و تورم ملتحمه بودند و در تعدادي از آنها حالت کدورت و يا زخم قرنيه وجود داشت که منجر به پاره شدن قرنيه و ايجاد Panophthalmia شده بود. پرندگان مبتلا به سختي مي توانستند تغذيه کنند و دچار لاغري مفرط شده بودند. سينوسها دچار يک سينوزيت موکوئيدي و موکوئيدي- چرکي شده و گاهي اوقات توده بزرگي از مواد سخت شده در سينوسهاي زير کاسه چشمي وجود داشت. از سينوسهاي زير کاسه چشمي بلدرچينهاي با سن سه هفته، پنج هفته و هفت هفته که مبتلا به سينوزيت موکوئيدي يا موکوئيدي- چرکي بودند، تنها باکتري هموفيلوس پاراگاليناروم جدا شد. البته در پرندگان مسن تر که سينوسهاي آنها دچار آبسه هاي پنيري بود، مخلوطي از باکتري هاي استافيلوکوکوس اپيدرميس، کورينه باکتريوم پيوژنز، انتروکوکوسي و پاستورلا مالتوسيدا جدا گرديد ولي هيچ گونه مايکوپلاسمائي از سينوسهاي بلدرچين هائي که به تازگي مبتلا شده بودند و يا آنهائي که داراي آبسه بودند جدا نشد. سالمونلا گاليناروم شيوع بيماري ناشي از سالمونلا گاليناروم سبب تلفات بالائي در جوجه بلدرچين هاي 1 تا 3 روزه شده و در جوجه بلدرچين هاي نر نيز تلفات پائيني را ايجاد کرد. نشانه هاي باليني بيماري شامل افسردگي و تجمع جوجه بلدرچين ها به دور هم بود که در کالبدگشائي جوجه بلدرچين هاي تلف شده، پري کراديت، نقاط نکروزه بر روي کبد، پر خوني ششها ، هيدروپري کارد، انتريت توام با خونريزي حاد و بزرگ شدگي خفيف طحال وجود داشت. نشانه ها و ضايعات بيماري در جوجه بلدرچين هاي نر، شامل کاهش اشتها، نفس نفس زدن خفيف، پرخوني کبد و انتريت بود. ارگانيسم از کبد و خون درون قلب اين پرندگان جدا شد. عفونت با پروتئوس عفونت پروتئوسي به عنوان عمل کز کردگي شديد، کما و تلفات بالا در جوجه بلدرچين هائي که به طور متوالي و به دنبال هم هچ شده اند، قلمداد مي گردد. جوجه هاي جوان و بلدرچين هاي در مرحله رشد با سن بالاي دو هفته، در برابر اين عفونت از خود مقاومت نشان مي دهند که اين امر اشاره به وجود مقاومت سني دارد. (Age Resistance) ضايعات پاتولوژيک شامل: اکسوداي موکوسي در داخل ناي، پر خوني ريه ها، پرخوني عروق خوني سروز و مزانتر و پر خوني کبد و کليه ها مي باشد. از خون درون قلب و شش هاي جوجه هاي مبتلا، ارگانيسمي جدا شد که بر اساس تستهاي بيوشيميائي به عنوان پروتئوس ميرابيليس شناسائي گرديد. بيماري زائي اين جدايه در موش آلبينو جوان و جوجه بلدرچين هاي يک هفته مورد آزمايش قرار گرفت که ظرف مدت 48 ساعت پس از تلقيح مرگ اين جانوران را به دنبال داشت. اريزيپلاس اريزيپلاس روسيوپاتيه مي تواند سبب بيماري در بلدرچين هاي ژاپني شود. اين بيماري در گله بلدرچين هاي ژاپني مادر با مرگ ناگهاني بلدرچين ها ظاهر شد. در کالبد گشائي ، ضايعاتي از قبيل احتقان عمومي (General Congestion)، خونريزي در عضلات ران و سينه، تورم کبد، طحال و کليه ها، ريه هاي ادماتوز و تيره رنگ مشاهده شد. از کشت ارگانهاي احشائي بلدرچين هاي مبتلا، اريزيپلاس روسيوپاتيه جدا گرديد. منبع احتمالي عفونت در حالت فوق پودر ماهي بوده است. با تجويز پني سيلين در آب آشاميدني بلدرچين ها تلفات ناشي از ايريزيپلاس کنترل شد. تاول کف پائي (Bumble Foot) بلدرچين هاي مبتلا به تاول کف پائي نشانه هاي لنگش را نشان داده و در معاينات، مفاصل درگير متورم و بزرگ شده بودند. بالشتک کف پائي و بافتهاي اطراف دچار تورم پيازي شکل (Bulbons Swelling) بودند. کپسول مفاصل تارس پا ضخيم و سفت شده و غشاهاي سينوويال نيز ضخيم شده بود. با برش سطح محل ضايعه، برجستگي سفيد رنگي در داخل بافت ديده مي شد، که از اين ضايعات باکتري E.Coli جدا شد. استافيلوکوکوس آلبوس ميزان بالاي جراحات وارده به سر، بالها و پا به علت تهييج و تحريک بلدرچين ها در هنگام تغذيه و يا تيمار و اداره آنهاست. هنگاميکه بلدرچين ها مي ترسند و يا مضطرب مي شوند، پرواز کرده، به علت برخورد به سقف و ديواره قفسها، سر و ساير نقاط بدنشان آسيب مي بيند و عفونت باکتريائي سبب تشکيل آبسه در نقاط جراحت ديده سر، بالها و پاها مي شود. از اين آبسه ها ، غالبا باکتري استافيلوکوکوس آلبوس جدا شده است. کلاميديا پسي تاسي جوجه بلدرچين هاي يک روزه به عفونت تجربي C.Psittaci (سويه اي با منشا مرغ عشق استراليائي) با تلقيح از راه کيسه هاي هوائي بسيار حساس هستند. در مقابل بلدرچين هاي هفت روزه نسبت به عفونت تجربي با همان دز مورد استفاده براي جوجه بلدرچين هاي يک روزه مقاوم بوده و تلفاتي در آنها ديده نشد. در جوجه بلدرچين هاي يکروزه عفونت به شکل حاد و کشنده با تکثير کلاميديا بروز نمود. تلقييح اين باکتري به ميزان زير دز کشنده، سبب عفونت نهفته در جوجه بلدرچين هاي يکروزه شد. بلدرچين هاي هفت روزه اي که سيستم ايمني آنها با تجويز سيکلوفسفاميد سرکوب شده بود، مقاومت خود را از دست دادند. تجويز سيکلوفسفاميد سبب برگشت عفونت نهفته به شکل کشنده بيماري شد که به علت توقف توليد آنتي بادي و تکثير کلاميديا در جوجه بلدرچين هاي يک روزه مي باشد. بورليا انسرينا چهار قطعه بلدرچين به طور تجربي با بورليا انسرينا (Borrelia Anserina) تلقيح شدند. گسترش هاي خوني يک قطعه از بلدرچين ها پس از 96 ساعت مثبت بود، هرچند نمونه هاي گرفته شده پس از 120 ساعت منفي بود. يکي از بلدرچين ها پنج روز پس از تلقيح تلف شد. نشانه هاي پيش از مرگ شامل کزکردگي، لاغري و کم خوني بود. کالبد گشائي بلدرچين تلف شده، ضايعات مربوط به عفونت ناشي از بورليا انسرينا را نشان داد که شامل بزرگ شدگي طحال و انفارکت هاي ستاره اي شکل بي رنگ با اندازه 4 ميلي متر بر روي آن، بزرگ شدگي کبد همراه با نواحي نکروزه بود. رنگ آميزي لامهاي حاصل از مهر کردن کبد (Impression) طحال و کليه با روش گيمسا، عفونت شديدي از اسپيروکت را نشان مي داد. رهنمودهاي جلوگيري از بروز بيماري. ·        تا جای ممکن بلدرچین بالغ را براي افزودن به گله‌تان يا جهت آوردن يك نژاد جديد خريداري نكنيد. در عوض، تخم‌ بلدرچين يا جوجه بخريد. با رُشد آنها در مقدماتي كه شما براي آنها فراهم مي‌كنيد، آنها در معرض شرايط و مسائل فارم شما قرار مي‌گيرند و پرورش به زودي ايمن مي‌شود. ·       جوجه يا تخم ارزان نخريد. در صورت امكان سابقه‌ي پرورش‌دهنده را بدانيد. جوجه‌هاي خريداري شده را از جوجه‌هاي خودتان براي 3 هفته جدا نگه‌داريد. ·       با سالن و تجهيزات تميز و ضدعفوني شده شروع كنيد. جا آبي‌ها را (لابه‌لاي آنها را) روزانه تميز كنيد. (جا آبي‌ها را تكان دهيد تا آب پُر شود) جاداني‌ها را حداقل هفته‌اي يكبار تميز كنيد.                            ·       هميشه مطمئن باشيد كه آب و غذا فقط حاضر نيست بلكه به راحتي براي پرندگان قابل دسترسي نيز مي‌باشند. نبايد بيش از حد اب و غذا را دست‌يافتني سازيد. چندين منبع (غذايي) از هر كدام (آب و غذا) در هر سالن قرار دهيد. ·       پرندگان را با زور و فشار پر نكنيد. (در سالن و قفس) ·       غذاها را زياد ذخيره نكنيد. خوراك‌هايي كه بيشتر از مدت (طولاني ) ذخيره‌ مي‌شوند، ممكن است كپك‌زده شوند. همچنين، خوراك مانده برخي از ارزش‌هاي تغذيه‌اي خود را از دست خواهد داد. ·       براي پرنده‌هاي مريض حرارت فراهم كنيد. آنها به آساني سردشان مي‌شود و بايد گرما براي بهبودي سريع‌تر و مطمئن‌تر تأمين گردد. طبيعتاً، مرگ و مير (تلفات) وقتي گرما تأمين است خيلي بالا نيست. ·       پرنده‌هاي جوان را از بالغ‌ها جدا كنيد. پرنده‌هاي جوان بيشتر در معرض ارگانيسم‌ بيماري‌هاي متعدد هستند. آنها با افزايش سن مفاوم‌تر مي‌شوند. پرنده‌هاي بالغ ممكن است يك منبع آلودگي باشند در صورتي كه پرنده‌هاي جوان جدا نشده باشند. ·       اول مراقب جوان‌ترين پرنده‌ها باشيد و درآخر پيرترين‌ها. ·       پس از سروكار داشن با پرنده‌هاي مريض، از پرنده‌هاي سالم ديدن نكنيد تا زماني كه دوش بگيريد. لباس‌هايتان را عوض كنيد و كفش‌ها را ضدعفوني يا عوض كنيد. ممكن است اين خيلي افراطي به نظر برسد. اما اگر پرنده‌هاي زيادي را مي‌پرورانيد، اين كار بايد انجام شود. ·       فقط از جعبه‌ها يا صندوق‌هاي تميز و ضدعفوني شده براي انتقال بلدرچين استفاده كنيد. ·       روزانه پرنده‌هاي مريض و مُرده را از سالن دور كنيد، پرنده‌هاي مرده را يا بسوزانيد يا كاملاً دفن كنيد. پرنده‌هاي مريض را هم تا زمان بهبودي جدا نگه‌داريد. ·       پرنده‌هايي كه روي زمين هستند را طوري قرار دهيد كه (در سالن‌ها) زير پاهايشان خيس نشود. ركود آب منجر به پيدايش انگل‌ها و بيماري‌ها مي‌شود.                                   ·      

اجازة ديدار غيرقابل ضمانت (بي‌جا) را ندهيد. جويندگان كنجكاو، فروشندگان دان يا فروشندگان دارو بايد در خانه يا محل كار يا با تلفن با شما سروكار داشته باشند نه در سالن بلدرچين. براي كساني كه بايد ديدن كنند ـ خريداران آينده يا مشاوران سلامت و مديريت ـ چكمه‌هاي پلاستيكي يا مواد ضدعفوني كننده براي كفش‌هايشان تهيّه كنيد كه قبل از ورود به سالن استفاده كنند. ·       در مقدمه‌ي كارتان انواع ديگر پرندگان را نگهداري ننماييد. انتقال برخي مشكلات از نوعي به نوع ديگر مي‌تواند رُخ دهد. ·       پرنده‌هاي وحشي، مگس‌ها و ديگر حشرات و جويندگان را كنترل   تغذیه بلدرچین   مواد غذايي تشكيل‌دهنده جيره بلدرچين عبارتند از: آب، پروتئين، كربوهيدرات، چربي، مواد معدني و ويتامين‌ها.اگرچه تمامي اين اقلام ضروري هستند،‌ اما آب كافي، به عنوان مهم‌ترين ماده‌ غذايي محسوب مي‌گردد. آب پاكيزه و تميز بايستي به طور منظم و دائم به خصوص تحت شرايط گرم و مرطوب در اختيار پرندگان باشد. بلدرچين به حداقل 2 برابر وزن خويش نياز به آب دارد. و برابر با وزن خويش نيازمند غذا بر حسب ماده خشك هستند. در صورت مصرف قدري نمك اضافي در جيره يا در فصول خشك سال ميزان نياز به آب نيز افزايش مي‌يابد.در اين مقاله سعي شده نيازهاي غذائي بلدرچينهاي ژاپني بويژه در مواد ضروري جيره تشريح گردد.پروتئينپروتئين، اسيدهاي آمينه مورد نياز براي رشد و توليد تخم را فراهم مي‌آورد. نيازمندي‌هاي بلدرچين در زمينه پروتئين جيره تحت‌تأثير ميزان انرژي متابوليزه و ساير اجزاء مصرفي در ساخت جيره مصرفي بلدرچين قرار دارد. تحقيقات پيشين نشان داد كه گله‌هاي بلدرچين با موفقيت با مصرف جيره‌هاي استارتر بوقلمون حاوي حدود 28ـ21% پروتئين خام پرورش داده شده‌اند. پرفسور لي و همكاران نشان دادند كه براي جيره استارتر ميزان پروتئين خام برابر با 21% مورد نياز است كه مي توان اندازه آن را تا 3 هفتگي به 20% كاهش داد.پروتئين گران‌قيمت‌ترين ماده غذايي است و بايستي از منابع باكيفيت بالا تأمين شود. كيفيت پروتئين براساس اسيدهاي آمينه تشكيل دهنده ماده غذايي و قابليت دسترسي اسيدهاي آمينه پس از هضم از دستگاه گوارش بلدرچين تعيين مي‌شود. اسيدهاي آمينه به عنوان اجزاء سازنده پروتئين‌ها محسوب مي‌شوند از ميان 19 اسيدآمينه مورد نياز بلدرچين، 13 اسيدآمينه، انواع ضروري تلقي شده و بايستي از طريق جيره تأمين شوند و 6 اسيدآمينه نيز غيرضروري است چرا كه در بدن ساخته مي‌شوند و لازم نيست كه ضرورتاً در داخل جيره باشند.13 اسيدآمينه ضروري عبارتند از: آرژنين، سيستين، گليسين،‌هيستيدين، ايزولوسين، لوسين، ليزين، متيونين، فنيل آلانين،‌ ترسوانين،‌ تريپتوفان،‌ ايتروزيي و روايس. مواد غذايي از لحاظ کيفي وکمي و از لحاظ اسيدهاي آمينه با يكديگر متفاوت اند. جيره بلدرچين عمدتاً از اقلام گياهي تشكيل شده است. بهترين اقلام گياهي مصرفي در جيره عبارتند از: ذرت، كنجاله سويا،‌سورگوم، برنج و سبوس گندم.متيونين و ليزين اغلب به ميزان اندكي در منابع گياهي يافت مي‌شوند اما به هر حال متيونين و ليزين سنتيك معمولاً براي متعادل كردن به تركيب اسيدهاي آمينه به جيره افزوده مي‌شوند.در حاليکه اقلام حاوي پروتئين‌ مانند پودر ماهي، پودر گوشت و استخوان و غيره، منابع خوبي براي تامين اسيدهاي آمينه ضروري تلقي مي‌شوند اما اغلب گران‌قيمت‌تر از اقلام پروتئين گياهي بوده و ميزان مصرف کمتري دارند بعلاوه اينکه ساير مواردي نظير امکان انتقال برخي بيماريها از طريق منابع پروتئين حيواني موجب بروز محدوديتهائي در خصوص استفاده از اين مواد مي گردند.انرژيميزان غذاي مصرفي به ميزان انرژي قابل متابوليزه (ME) جيره، سن پرندگان، وضعيت توليد مثلي و دماي محيط بستگي دارد. در مناطق با آب و هواي معتدل انرژي مورد نياز براي بلدرچينهاي در حال رشد 2600 تا 3000 كيلوكالري انرژي متابوليزه در هر كيلوگرم گزارش شده است.در حالي كه تحقيقات ما در شرايط حاره‌اي نشان داد كه ميزان انرژي مورد نياز 2800 كيلوكالري ME/kg در مورد بلدرچين‌هاي در حال رشد مي‌باشد. كه براي بلدرچيـن‌هاي تخم‌گذار به 2550 كيلوكالري ME/kg بالغ مي‌گردد.اگر چه افزايش انرژي از 2600 تا 2800 كيلوكالري ME/kg بر وزن‌گيري اثري ندارد، ولي به طور قابل توجهي بر بهره‌وري جيره مصرفي تأثير مي‌گذارد چرا كه ميزان جيره مصرفي به شدت كاهش مي‌يابد.منبع اصلي تأمين انرژي دانه‌هاي غلات هستند كه اجزاء اصلي جيره محسوب مي‌شوند. در بيشتر جيره‌ها چربي‌هاي حيواني و گياهي نيز براي تامين مقادير بالاتر انرژي مصرف مي‌شوند.ويتامين‌هاويتامين‌ها را مي‌توان تحت دسته ويتامين‌هاي محلول در چربي (K, F, D, A) و محلول در آب (ب ـ كمپلكس) طبقه‌بندي نمود. بسياري از ويتامين‌ها كاملاً پايداراند و گروهي نيز به سرعت در مواجه با گرما، نور خورشيد يا هوا فاسد مي‌شوند. بلدرچين‌هاي پرورشي در داخل سالن كاملاً به ويتامين‌هاي موجود در جيره غذايي وابسته‌اند كه بايستي با مقادير و نسبت‌هاي صحيحي به كار گرفته شوند. چرا كه آنها به منابع طبيعي اين مواد دسترسي ندارند.كاركردهاي اصلي ويتامين‌ها به شرح ذيل مي‌باشد:ويتامين Aويژگي اساسي ويتامين ‌A كاركرد آن در اطمينان ‌بخشي به رشد كافي و به عنوان وسيله‌اي براي كمك به پرنده در مقاومت در برابر بيماري است. ويتامين A براي بينايي، توليد تخم‌مرغ و توليد مثل ضروري است. بلدرچين ‌هاي تخم‌گذار دريافت كننده مقادير ناكافي ويتامين A ، تخم‌هاي كمتري مي‌گذارند و تخم‌هاي گذاشته شده نيز اغلب به جوجه تبديل نمي‌شوند. براي جوجه درآوري و باروري بهتر بلدرچين‌هاي ماده وجود IU 2500 ويتامين A به ازاي هر كيلوگرم خوراک مورد نياز مي‌باشد همچنين قابليت جوجه درآوردن و بقاء جوجه‌هاي تازه از تخم خارج شده با مصرف 3200 واحد بين‌المللي ويتامين A در هر كيلوگرم جيره ارتقاء خواهد يافت.اين ويتامين در بدن پرنده از مولكول‌هاي مولد خود يعني كاروتن شكل مي‌گيرد كه در سبزيجات و ذرت زرد يافت مي‌شود. خرد كردن اقلام غذايي احتمال از بين رفتن و بي اثر شدن اين ويتامين را در طول نگه‌داري تسريع مي‌كند. به خصوص اگر محل نگه‌داري گرم و مرطوب باشد چرا كه تماس با هوا موجبات نابودي اين ويتامين را فراهم مي‌آورد. در نتيجه، صنعت توليد خوراك دام به ويتامين A دريافتي از طريق اقلام غذايي كفايت نمي‌كند. ويتامين A خشك يا پايدار شده براي برآورده‌سازي نيازهاي پرنده به جيره افزوده مي‌گردد. طبق مطالعات انجام گرفته افزودن 4000 واحد بين‌المللي ويتامين A به ازاي هر كيلوگرم جيره براي رشد و توليد مثل مطلوب بلدرچين‌ها كفايت مي‌كند.ويتامين Dويتامين D اشكال مختلفي دارد. امّا D2 و D3 مهم‌ترين اشكال موجود محسوب مي ‌شوند. ويتامين D3 براي بلدرچين جنبه ضروري دارد. ويتامين D به جذب كلسيم و فسفر از دستگاه گوارش و تركيب كلسيم بر پوسته تخم‌ بلدرچين كمك مي‌كند.فوراتد (1979) نشان داد كه محدوديت غذايي ويتامين D3 كمكي، علي‌رغم كاستن از ميزان جيره دريافتي، از وزن بدن پرندگان نر و ماده نمي‌كاهد. با اين وجود، ‌توليد تخم از 74% به 20% كاهش نشان مي‌دهد. در آزمايش ديگري، بلدرچين نر بالغ با مصرف جيره غذايي فاقد ويتامين D3 به مدت يك سال همچنان شرايط بدني خوب خود را حفظ نمودند. اما تلفات 90 و 16% به ترتيب در بلدرچين‌هاي نر و ماده ديده شد. در حالتي كه هر دو از تعادل منفي كلسيم به يك حدود رنج مي بردند.وجود ويتامين ‌D با نور خورشيد مرتبط است چرا كه تابش نور خورشيد ساخته شدن ويتامين D در بدن پرنده را تحريک مي‌كند. متأسفانه بلدرچين‌هاي تخم‌گذار به ندرت در معرض نور مستقيم خورشيد قرار دارند و بنابراين ميزان ساخت ويتامين D در بدن آنها محدود است. توليد كنندگان بلدرچين به طور معمولي ويتامين D را به مقادير موردنياز به جيره پرنده مي‌افزايند تا اهداف توليدي را با كمك آنها و نيز با استفاده از ويتامين D موجود در اجزا جيره برآورده سازند.ويتامين Eكمبود ويتامين E سبب بروز بيماري در دستگاه عصبي جوجه‌ها با نام بيماري جوجه ديوانه (آنسفالومالاسي) مي‌گردد. همچنين وجود اين ويتامين در گله‌هاي مادر براي برخورداري از قابليت جوجه درآوري مناسب تخم‌ها ضروري است. آنسفالومالاسي با وجود مقاديري از چربي‌هاي غيراشباع حساس در برابر فساد و تندشدگي رُخ مي‌دهد. در اين حالت بهتر است مقداري تركيبات آنتي‌اكسيدان براي جلوگيري از فساد چربي‌ها بدان افزوده شوند.كمبود ويتامين E در جيره‌هاي حاوي پروتئين سويا و نشاسته، بر وزن بدن،‌ ميزان مصرف جيره يا توليد تخم بلدرچين ژاپني تأثيري ندارد. با اين حال، سبب ناباروري در ميان بلدرچين‌هاي نر مي‌گردد كه با افزودن IM 40 ويتامين E به هر كيلوگرم جيره براي مدت 2 هفته رفع مي‌گردد. باروري و قابليت جوجه درآوري تخم بلدرچينهائي که با جيره معمولي حاوي گلوكز و كنجاله سويا، اما داراي مقادير ناکافي ويتامين E، تغذيه شده اند پس از 20 هفته به شدت كاهش مي‌يابد و ادامه مصرف اين جيره براي مدت 35 هفته سبب آنسفالومالاسي يا ديستروفي عضلاني مي‌گردد.دانه‌ها و كنجاله يونجه مهم‌ترين منابع طبيعي ويتامين E به شمار مي‌آيند.ويتامين Kويتامين K يك عنصر ضروري در ساخت پروترومبين به شمار مي‌آيد كه ماده شيميايي ضروري براي لخته شدن خون است و كمبود آن مي‌تواند به پارگي عروق خوني و خونريزي گسترده منجر شود. ويتامين ‌K به طور طبيعي در تمام غذاها به خصوص كنجاله شبدر مصري يافت مي‌شود. ميزان نياز كم است و مصرف IU/kg2 در شرايط معمولي كفايت مي‌كند. در صورت بروز مشكل مي توان از محصولات سنتيتك محلول در آب ويتامين K3 استفاده کرد.ويتامين ب ـ كمپلكساين ويتامين‌ها به خوبي در غلات و دانه‌ها يافت مي‌شوند و كمبود آنها به طور معمول رخ نمي‌دهد. كاركردهاي اصلي ويتامين‌هاي گروه B كمك به بلدرچين در دست‌يابي به رشد مطلوب است.تيامين (ويتامين B1)وجود اين ويتامين براي متابوليسم كربوهيدراتها ضروري است.علائم كلاسيك پلمي نوريت در جوجه‌هاي بلدرچين تازه از تخم خارج شده اي که با جيره بوقلمون مادر حاوي 2/3 ميلي گرم تيامين در كيلوگرم تغذيه مي شدند، گزارش شده است.اين بلدرچين‌ها پاسخ مناسبي را در برابر تزريق ويتامين از خود نشان دادند. بلدرچين‌هاي ژاپني مادر نياز بيشتري به تيامين دارند كه mg/kg 8/0 جيره گزارش گرديده است.ريبوفلاوين (ويتامين B2)در صورت فقدان ويتامين B12 و ،ويتامين C ، مقدارmg 8 ريبوفلاوين به ازاي هر كيلوگرم جيره پيشنهاد شده است كه در حضور اين ويتامين‌ها به 4 ميلي‌گرم كاهش مي‌يابد. علائم نشان دهنده كمبود ريبوفلاوين عبارتند از: كاهش رشد، تلفات بالا، اختلال در ايستادن و وضعيت بدني، كه در بلدرچين‌ها فلج پنجه خميده ناميده مي‌شود. در صورت تداوم دو هفته‌اي كمبود ريبوفلاوين پرها نيز در نخواهند آمد.مطالعات در مورد تأثير كمبود ريبوفلاوين بر تكامل دستگاه توليد مثل و جنين در بلدرچين‌هاي ژاپني، تلفات بالايي را در گروه مبتلا به كمبود ريبوفلاوين نشان داده است. مقادير 4 و 8 ميلي‌گرم/كيلوگرم براي حفظ و تداوم توليد جنين تخم لازم است. داده‌هاي حاصله از تعداد هچ‌هاي هفتگي نشان داد كه افزودن مقادير اندكي از ريبوفلاوين به جيره پايه مي‌تواند بر افزايش موارد فلج پنجه خميده بيانجامد در حالي كه مصرف مقادير بالاتر كاهش آن را به همراه دارد.اسيد نيكوتينيكبا خورانيدن يك جيره عاري از اسيدنيكوتينيك به بلدرچين 4 روزه كاهش رشد ملاحظه مي گردد. همچنين جوجه‌هاي تازه از تخم خارج شده بلدرچين، 9 روز پس از مصرف اين جيره تلف شدند. سن پرندگان تعيين كننده شدت علائم كمبود اسيدنيكوتينيك بود. كاهش مشخص در رشد، بسته شدن چشم‌ها، كاهش فعاليت و آتروفي شديد عضله سينه در بلدرچين‌هاي مصرف كننده جيره دچار كمبود اسيدنيكوتينيك مشاهده شد. مطالعات بيشتر نشان داد كه وجود mg/kg 40 براي رشد طبيعي بلدرچين‌ها مناسب است.اسيدپانتوتنيكبه منظور پيشگيري از تلفات و رشد طبيعي جوجه‌هاي بلدرچين مصرف مقادير mg/kg 5/7 كلسيم پانتوتنات در جيره‌هاي خالص شده ضروري است اگر چه براي درآوردن پرها به طور طبيعي 30ـ10 ميلي‌گرم از اين ماده مورد نياز است. مطالعات تکميلي نشان دادند كه ميزان نياز بلدرچين‌ها به اين ماده تا 5 هفتگي mg/kg 40 مي‌باشد.در بلدرچين‌هاي مادر براي برخورداري از باروري مطلوب و قابليت جوجه درآوري بالا mg/kg 10 كلسيم پانتوتنات نياز است. تخم‌هاي حاصله از بلدرچين‌هاي ماده اي که دچار كمبود اسيد پانتوتنيك در جيره بوده اند، در اواخر دوره انكوباسيون تلف مي‌شدند و خونريزي‌هاي جنيني، خيز و جنين داراي پاهاي خميده در آنها قابل مشاهده بود.كولينبلدرچين ژاپني در حال رشد، در مقايسه با طيور معمولي نيازمند مقادير بالاتري از كولين براي حمايت از حداكثر رشد و پيش‌گيري از وقوع نرمي استخوان، حفظ حداكثر وزن تخم، توليد تخم و قابليت جوجه درآوري است. بلدرچين بالغ به مقادير بالاتري كولين در مقايسه با طيور تخم‌گذار نيازمندند كه حدود mg/kg3100 جيره مي‌باشد.اسيدفوليككمبود اسيدفوليك در بلدرچين در حال رشد سبب رشد نامناسب پرها، تلفات بالا، ضعف پاها و فلج گردن مي‌شود اين علايم مشابه علايم قابل مشاهده در بوقلمون است. جوجه‌هاي بلدرچين نيز از كم‌خوني و سندروم پنجه خميده رنج مي‌برند. ميزان اسيدفوليك مورد نياز در بلدرچين در حال رشد معادل mg/kg 36/0 ـ 3/0 براي جيره است.بيوتينمطالعات نشان داده اند كه بيوتين زيادتري نسبت به ساير طيور براي كسب وزن و توليد تخم‌مرغ بيشتر مورد نياز است.ويتامين B12 (بيانوكوبالآسين)ويتامين B12 براي رشد پرهاي قرمز معمولي ضروري است. براي دستيابي به قابليت جوجه درآوردن بهتر، وجود مقادير كافي اسيد پانتوتنيك و ويتامين B12 ضروري است. مقادير مشابهي از ويتامين ب كمپلكس را مي‌توان در تمامي اقلام غذايي يافت. بايستي تأكيد نمود كه ويتامين B12 فقط در غذاهاي با منشأ دامي يافت مي‌شوند.     مواد معدني علاوه بر پروتئين، كربوهيدرات‌ها، چربي‌ها و ويتامين‌ها، بسياري از ديگر عناصر بخشي از نيازهاي غذايي بلدرچين را تشكيل مي‌دهند. مواد معدني را مي‌توان به ريزمغذي‌ها و درشت مغذي‌ها تقسيم نمود. درشت‌مغذي‌ها در مقادير بالا مورد نياز هستند و اغلب عناصر اسيد، باز يا ساختاري را تشكيل مي‌دهند كه عبارتند از: كلسيم، فسفر، پتاسيم، منيزيوم، گوگرد و نمك. ريزمغذي‌ها در فعال سازي يا تكميل آنزيم‌ها نقش دارند و عبارت اند از: كبالت، مس، يد، آهن، منگنز، سلنيوم و روي. مواد معدني 3 تا 5% وزن بدن بلدرچين را تشكيل مي‌دهند و چون قابل سنتز نيستند بايستي حتماً از جيره تأمين شوند. كلسيم و فسفراعمال اصلي اين دو نوع ماده معدني ساخت استخوان‌هاي بدن است. كلسيم براي ترکيب روي پوست تخم ضروري است. در مورد كلسيم و فسفر فقط مقدار مهم نيست بلكه نسبت نيز داراي اهميت مي‌باشد. براي بلدرچين‌هاي در حال رشد جوان اين نسبت 1 به 1 يا 2 به 1 خواهد بود. بلدرچين جوان نيازمند حداقل 8/0% جيره كلسيم و 45/0% فسفر قابل دسترس است در حالي كه براي بلدرچين تخم‌گذار اين مقدار در مورد كلسيم به 5/2 تا 3% مي‌رسد كه اين عضو بخش اصلي پوسته را تشكيل مي‌دهد. مطالعات انجام شده اوليه، زمانيکه جيره حاوي 58/0 تا 18/1% فسفر خام و 44/0 تا 3/2% كلسيم بود، تا 6 هفتگي تفاوتي را در وزن بدن يا خاكستر استخوان نشان ندادند. البته مطالعات بعدي نشان دادند كه 7/0% كلسيم براي بلدرچين در حال رشد كفايت مي‌كند و ميزان 9/4% رشد را به تأخير مي‌اندازد. همچنين بلدرچين در حال رشد و تخم‌گذار تا زماني كه حاوي 8/0% ، 5/1% ، 6/2% يا 5/3% كلسيم باشد، از نظر تعادل كلسيمي در حالت مثبتي قرار دارد ولي ميزان كلسيم بالاتر از 5/3% از قابليت جوجه درآوري مي‌كاهد. مواد معدني در بسياري از اجزاء جيره يافت مي‌شوند. پودرهاي استخوان و گوشت و لبنيات منابع مناسبي از كلسيم و فسفر به شمار مي‌آيند. همچنين مي توان از پوسته صدف، آهك، دي کلسيم فسفات و كربنات كلسيم معمولي براي تأمين اين عناصر در جيره غذايي استفاده کرد. منيزيوم منيزيوم يكي از اجزاء ضروري بافت و مايعات بدن است و يون ‌هاي اين عنصر به عنوان فعال كننده آنزيم‌هاي مهم دخيل در متابوليسم مطرح هستند. در صورت فقدان در جيره، بلدرچين‌ها رشد بطني پيدا مي‌كنند ، دچار تشنج مي‌شوند و سرانجام تلف خواهند شد. همچنين كمبود آن در جيره‌هاي بلدرچين‌هاي تخم‌گذار كاهش سريع تخم توليدي را به همراه دارد. نياز به منيزيوم mg/kg 300 تعيين مي‌شود. در مطالعات انجام شده ميزان نياز به منيزيوم براي بقا و رشد با افزودن mg/kg 150 منيزيوم يا mg/kg 50 به آب آشاميدني تأمين گرديده است. سندرا و همكاران (1992) دريافتند كه اثرات زيانباري با مصرف يك هزار ميلي‌گرم منيزيوم در هر كيلوگرم جيره خالص شده حاصل مي‌گردد. اجزاء طبيعي جيره حاوي مقادير كافي منيزيوم هستند. برخي از انواع آهك (دولوميت‌ها) حاوي درصد بالايي از منيزيوم هستند و بايستي از آنها پرهيز نمود چرا كه خاصيت مسهلي دارند و در مصرف كلسيم اختلال ايجاد مي‌كنند. منگنز كاركرد اصلي منگنز پيش‌گيري از وقوع پوكي استخوان است، وضعيتي كه در آن تاندون آشيل از شكاف پشت مفصل زانو حركت مي‌كند و به طرف پشت و طرفين حركت مي‌كند وجود اين عنصر براي رشد طبيعي، تريب در پوسته تخم‌مرغ، توليد تخم و قابليت جوجه‌ درآوردن ضروري است. اين ماده به شكل سولفات و منگنز به جيره افزوده مي‌گردد. آهن، مس، كبالت اين عناصر كمياب براي شكل‌گيري هموگلوبين ضروري هستند. كم‌خوني تغذيه‌اي ، زماني رخ مي‌دهد كه ميزان اين عناصر كم و اندك باشد. گلبول‌هاي قرمز خون حاوي آهن نيز هستند. پس از شكل‌گيري هموگلوبين، وجود مس براي استفاده از آهن ضروري است. مطالعات گزارش دادند كه نيازمندي بلدرچين ژاپني به آهن و مس به ترتيب 120 و 5 ميلي‌گرم/كيلوگرم براساس پروتئين سوياي جدا شده توسط BDTA مي‌باشد. كبالت بخش لاينفكي از ويتامين B12 مي‌باشد كه در شكل‌گيري هموگلوبين دخيل مي‌باشد. مقدار اين عناصر در جيره حالت بسيار حساسي دارد. مقادير اضافي مي‌تواند حالت سمي داشته باشد. معمولاً فقط مقدار اندكي به جيره افزوده مي‌شوند. ماكووا و همكاران (1991) به مطالعه اثرات افزودن 50 ، 100، 250 و 500 ميلي‌گرم سولفات كبالت به ازاء هر كيلوگرم جيره بر روي ميزان B12 در كبد و روده كور پرداختند. غلظت B12 در موارد مصرف mg1200 سولفات كبالت در هر كيلوگرم جيره در بالاترين سطح ممكن بود. سلنيوم سلنيوم يكي از عناصر ضروري براي رشد بلدرچين حتّي در موارد وجود ويتامين E است. جيره‌هاي حاوي اسيدهاي آمينه و mg100 دي ـ آلفا ـ توكوفرول استات در كيلوگرم بايستي 1/0 ميلي‌گرم سلنيوم را به صورت سلنيت دريافت دارند تا بلدرچين بتواند به زندگي خود ادامه دهد. اختلال توليد مثل در بلدرچين ژاپني مصرف كننده جيوه حاوي مقادير پايين سلينوم و ويتامين E از زمان خروج از تخم تا بلوغ مشاهده شده است. سرعت تخم‌گذاري و باروري تحت تأثير واقع نمي‌شود اما قابليت جوجه درآوري تخم‌هاي نطفه‌دار، زنده ماندن انواع نر و ماده بالغ و جوجه‌هاي تازه از تخم خارج شده كاهش نشان دادند. افزودن mg1 سلنيوم يا IU30 ويتامين E در هر كيلوگرم، از اختلال در توليد مثل جلوگيري مي‌نمايد. افزودن سلنيوم به جيره به ميزان mg/kg2/0 از آتروني لوزالمعده پيش‌گيري مي نمايد. روي بلدرچينهاي ژاپني در برابر كمبود روي در جيره بسيار حساس هستند. كمبود روي در جوجه بلدرچين با كاهش رشد، پر درآوردن غيرطبيعي، اشكال در تنفس و عدم هماهنگي در حركات و كاهش خاكستر استخوان همراه است. نياز به روي جهت رشد طبيعي، پر درآوري مناسب و ... به mg/kg 25 جيره مي‌باشد. پرندگاني که مقادير اوليه 75 ميلي‌گرم روي به ازاي هر كيلوگرم را دريافت داشتند، بسيار بهتر از پرندگاني كه mg/kg25 روي مصرف كرده بودند رشد پيدا كردند. روي مي‌تواند در استخوان ذخيره شود و در طول محروميت از روي مورد استفاده قرار گيرد. كاهش در جذب روي در بلدرچين بالغ به دنبال مصرف مقادير بالاي كلسيم توسط كيندهولز و همكاران گزارش گرديده است. نمك (كلريد سديم) وجود اين ماده براي هضم پروتئين لازم است و علاوه بر اين در تعادل اسيد ـ باز هم دخالت دارد. بلدرچين هاي ژاپني در حال رشد با مصرف يك جيره خالص حاوي 042/0 تا 051/0% سديم، رشد نامناسب، تلفات بالا، تورم غده فوتلكيه، افزايش هماتوكريت و كاهش سديم پلاسما را نشان دادند كه اين موارد نشانگر اختلال در هموستاز مايعات و الكتروليت بدن است. مصرف سديم به ميران 1/0% اين مشكلات را رفع نمود. مواد غذايي طبيعي معمولاً نيازمند نمك هستند تا نيازهاي بلدرچين به سديم و كلر رفع شود و اين ماده به طور معمول به مقادير 25/0 تا 35/0% به جيره افزوده مي شود. مصرف مقادير بالاي نمك اثرات مسهلي به دنبال دارد و سبب شل شدن مدفوع و ايجاد بستر خيس مي‌گردد.    INGREDIENT COMPOSITION OF GAME BIRD DIETS  (Expressed in table as percentages)* Meat-type   BWQ BWQ Coturnix Ingredient Starter Finisher Layer Starter Finisher Breeder               Yellow Corn 58.00 67.93 60.89 49.75 65.59 63.47 Soybean Meal, 48% 37.23 27.30 28.50 42.95 29.13 25.93 Wheat Middlings --- --- --- --- 1.44 ---               Limestone 1.84 1.87 7.17 1.13 .80 6.59 Dicalcium Phosphate 1.77 1.82 1.84 2.01 2.07 2.67 Salt .56 .57 .44 .44 .42 .44               Feed Fat --- --- .70 3.16 --- .39 dl-Methionine .15 .06 .06 .11 .15 .11 Bacitracin .05 .05 .05 .05 .05 .05               Coccidiostat .05 .05 --- .05 --- --- Vitamin Premix .25 .25 .25 .25 .25 .25 Mineral Premix .10 .10 .10 .10 .10 .10 * Multiply each number by 20 to determine the amount of each ingredient necessary in each ton of diet   n Energy base kcal  ME/kg dieto   Starting & Growing 3,000 Breeding 3,000 1 Protein % 24.0 20.0 2 Argenine % 1.25 1.26 3 Glicine+serine % 0.36 0.42 4 Histidine % 0.88 0.90 5 Louoine % 1.69 1.42 6 Lysine % 1.30 1.15 7 Methionine+eysune % 0.75 0.76 8 Methionine % 0.50 0.45 9 Phenylanine+tyrosine % 1.80 1.40 10 Phenylanine % 0.96 0.78 11 Threonine % 1.02 0.74 12 Tryptophan % 0.22 0.19 13 Valine % 0.95 0.92 14 Linoleic acid % 1.0 1.0 15 Calcium % 0.8 2.5 16 Phosphorus.available % 0.45 0.55 17 Potassium % 0.4 0.4 18 Magnesium Mg 300 500 19 Sodium % 0.15 0.15 20 Chlorine % 0.20 0.15 21 Manganese Mg 90 70 22 Zine Mg 25 50 23 Iron Mg 100 60 24 Copper Mg 6 6 25 Iodine Mg 0.3 0.3 26 Selenium Mg 0.2 0.2 27 Vitamin A IU 5.000 5.000 28 Vitamin D ICU 1.200 1.200 29 Vitamin E IU 12 25 30 Vitamin K Mg 1 1 31 Biboflavin Mg 4 4 32 Pantothenic acid Mg 10 15 32 Niacin Mg 40 20 همانطور که همگي مي دانيم بدن ما به غذاهاي مختلفي نياز دارد و يكي از مواد مهمي که بايد در غذاي روزانه ما وجود داشته باشد، پروتئين است. اين ماده براي رشد و سلامت بدن بسيار ضروري است. پروتئين هم در غذاهاي گياهي و هم در غذاهاي حيواني كه انسان مي‌خورد، وجود دارد. گوشت طيور به عنوان يك منبع پروتئين حيواني اهميت زيادي داشته و بسيار مورد توجه انسان است. به همين دليل در كشورهاي مختلف سرمايه‌گذاري زيادي برروي صنعت پرورش طيور انجام گرفته است. بلدرچين يك نوع از گونه‌هاي مختلف طيور و از كوچكترين پرنده‌هاي حلال گوشت مي باشد که به تازگي در كشور ما مورد توجه قرارگرفته است. بعضي‌ها به بلدرچين به دليل نوع صدا و آوازش «بدبده» مي‌گويند. بعضي‌ها نيز اين حيوان را نام كرك مي‌شناسند. بلدرچين‌ها در طبيعت، بيشتر در كشتزار غلات و زمين‌هاي ناهموار و ميان علفزارها زندگي مي‌كنند. هنگام زمستان نيز در دسته‌هاي بزرگ جمع شده و مهاجرت مي‌كنند که گاه مسير طي شده بالغ بر 400 الي 1000 نيز مي گردد. بلدرچين‌هاي وحشي كه در طبيعت زندگي مي‌كنند هفت تا دوازده عدد تخم مي‌گذارندکه اين تخمها بعد از شانزده تا بيست و يك روز باز شده و جوجه‌ها از آنها خارج مي‌شوند. گوشت و تخم بلدرچين براي مردم ارزش غذايي و حتي دارويي دارد و بعضي عقيده دارند كه با خوردن گوشت و تخم بلدرچين احساس سلامت و جواني مي‌كنند. همانطور که همگي مي دانيم بدن ما به غذاهاي مختلفي نياز دارد و يكي از مواد مهمي که بايد در غذاي روزانه ما وجود داشته باشد، پروتئين است. اين ماده براي رشد و سلامت بدن بسيار ضروري است. پروتئين هم در غذاهاي گياهي و هم در غذاهاي حيواني كه انسان مي‌خورد، وجود دارد. گوشت طيور به عنوان يك منبع پروتئين حيواني اهميت زيادي داشته و بسيار مورد توجه انسان است. به همين دليل در كشورهاي مختلف سرمايه‌گذاري زيادي برروي صنعت پرورش طيور انجام گرفته است. بلدرچين يك نوع از گونه‌هاي مختلف طيور و از كوچكترين پرنده‌هاي حلال گوشت مي باشد که به تازگي در كشور ما مورد توجه قرارگرفته است. بعضي‌ها به بلدرچين به دليل نوع صدا و آوازش «بدبده» مي‌گويند. بعضي‌ها نيز اين حيوان را نام كرك مي‌شناسند. بلدرچين‌ها در طبيعت، بيشتر در كشتزار غلات و زمين‌هاي ناهموار و ميان علفزارها زندگي مي‌كنند. هنگام زمستان نيز در دسته‌هاي بزرگ جمع شده و مهاجرت مي‌كنند که گاه مسير طي شده بالغ بر 400 الي 1000 نيز مي گردد. بلدرچين‌هاي وحشي كه در طبيعت زندگي مي‌كنند هفت تا دوازده عدد تخم مي‌گذارندکه اين تخمها بعد از شانزده تا بيست و يك روز باز شده و جوجه‌ها از آنها خارج مي‌شوند. گوشت و تخم بلدرچين براي مردم ارزش غذايي و حتي دارويي دارد و بعضي عقيده دارند كه با خوردن گوشت و تخم بلدرچين احساس سلامت و جواني مي‌كنند.     احتیاجات غذایی پیش  دان رشد پایانی تخمگذاری انرژی ME 2800 2800 2800 2800 پروتئین CP 27 24 23 22 کلسیم CA 1 8/0 5/1 3 فسفرP 45/0 45/0 45/0 45/0 لیزین LYS 4/1 24/1 24/1 73/0 متیونین + سیستئین 76/0 67/0 67/0 62/0 سدیم Na 2/0 2/0 2/0 2/0 ید I 6/0 6/0 6/0 6/0 منگنز Mn gr120   120 120 120 روی Zn 80 80 80 80 آرژنین Arg 75/1 39/1 39/1 99/0

|+| نوشته شده در  سه شنبه 10 خرداد1390 ساعت 13:7  توسط دکتر محمد مکی نیا  |